جروم دیوید سالینجر نویسنده معاصر آمریکایی بود. رمان‌های پرطرفدار وی مانند ناطور دشت در نقد جامعهٔ مدرن غرب و خصوصاً آمریکا نوشته شده‌اند.

سالینجر بیشتر با حروف اول نام خود جی. دی. سالینجر معروف است.

ناطور دشت اولین کتاب سلینجر در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای او به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی «راندم هاوس» (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را به عنوان شصت و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی نمود. این کتاب در مناطقی از آمریکا به‌عنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب‌های ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ - منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانه‌های آمریکا» - قرار گرفت.

«فرانی و زویی»، «نه داستان» (در ایران با عنوان «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم» (یکی از داستان‌های آن) ترجمه و منتشر شده) «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار»، «جنگل واژگون»، «نغمه غمگین»، «هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه» و «یادداشت‌های شخصی یک سرباز»از جمله آثار کم‌شمارِِ سالینجر هستند. سالینجر دارای شخصیت پردازی قوی در داستانهای خود است. او به طور خاصی خانواده گلس را که معروفترین شخصیتهای داستانهای او هستند به عرصه کشاند ودر داستانهای متفاوت از افراد این خانواده پرده برداری کرد. خانواده‌ای که دارای هفت بچه و نابغه‌هایی که در یک برنامه رادیویی به طور مداوم حضور دارند و در دوره‌های مختلف جز شرکت کنندگان برنامه بچه باهوش هستند. اما در این خانواده بزگترین برادر مرشد دیگران است واو شخصیتی است با نام سیمور. سیمور ابتدا با اشاره کوچکی در یکی از داستانهای کوتاه با نام" یک روز خوش برای موز ماهی ها" حضور می‌یابد و همانجا پس از گفتگو با دختری کوچک به اتاق خود می‌رود و خودکشی می‌کند. در فرانی و زویی نیز اشاره‌هایی به او می‌شود ولی در کتاب «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار» سالینجر از زبان بادی پسر دوم خانواده شروع به گسترش و بیان سیمور می‌کند. این که شباهتهای زیادی بین سیمور وخود سالینجر و بادی وجود دارد کما بیش در قهرمانهای دیگر سالینجر با خود او مشخص است. به عنوان نمونه شخصیت هولدن در ناتور دشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. جنبه مهم زندگی سالینجر مبهم بودن او برای منتقدان وهواداران اوست به بیان بهتر نوعی دور از دست رس بودن است بهمین دلیل اطلاعات زیادی در مورد زندگی روزمره و عادی او موجود نیست. سلینجر در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ (میلادی) و به مرگ طبیعی در محل زندگی خود در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت.

 

 


بخش دوم درباره کتاب  فرانی وزویی

این کتاب شامل دو داستان کوتاه به نام‌های فرانی و زویی است.

داستان اول، فرنی، شرح ملاقات آخر هفتهٔ فرانی گلس، کوچک‌ترین عضو خانوادهٔ گلس است با دوست پسرش، لین کاتل. فرانی ادبیات می‌خواند و مانند سایر فرزندان خانوادهٔ گلس علاقهٔ خاصی به عرفان شرقی دارد. فرانی در پی خواندن یک کتاب عرفانی، دست به گریبان یک بحران روحی/عرفانی شده است.

داستان دوم، زویی، زمانی را به تصویر می‌کشد که فرانی، از دانشگاه به خانه برگشته و اعضای خانواده‌اش، هر یک به شیوهٔ خود، برای بهبودی فرانی تلاش می‌کنند. زوئی، برادر بزرگتر فرانی، که بازیگری ۲۵ ساله است، در این داستان نقش پررنگ و موثری دارد. سایر اعضای خانوادهٔ گلس نیز در این داستان تا حدود زیادی معرفی و شناخته می‌شوند. سیمور گلس، برادر ارشد خانوادهٔ گلس، که به نوعی پیامبر و قدیس خانواده محسوب می‌شود و چند سال پیش خودکشی کرده است. بادی، فرزند دوم خانواده، که بعد از سیمور نقشی حیاتی در راهبری فرزندان کوچکتر ایفا می‌کند. او در حالتی رهبانی و در گوشه‌ای پرت زندگی و در یک مدرسهٔ عالی دخترانه، تدریس می‌کند. بعد از او هم یک دختر و دوقلوهای پسری قرار دارند که به نسبت سایرین نقش کم‌رنگتری در داستان‌های سالینجر دارند. خانوادهٔ گلس در سایر داستانهای سالینجر نیز حضور دارند؛ گرچه او به دنبال ارائهٔ تصویر کامل از این خانواده نیست.

نام

نمره

نظرات

علی

12

تکه کوچکی از یک داستان را در این کتاب شرح می دهد. شاید باید تمامی کتاب ها سری زندگی و یک خانواده را خوند.

 اول از کتاب خوشم نیومد چون به نظرم شخصیت ها زیادی هستند. نوع مکالمات حرمت لازم به خصوص در رابطه با مادر نبود. نامه سیمور مرا اذیت کرد.

کتابی که توصیف شده بود در مقابل کتب عرفانی ما در حدی نبود که بخواهد شخصیت اصلی داستان را از زندگی عادی خارج کند. برایم تشریح فرهنگ بودیسم در فضای آن زمان آمریکا جالب بود. به نظرم کتاب در کنار کتاب های دیگر این نویسنده کامل می شود.

ساغر

18

توصیفات بسیار جزیی و ملموس کتاب را دوست داشتم. توصیفات در راستای انتقال مفهوم عرفانی کتاب به جا بود. سالینجر به خوبی به پوچ گرایی عصر حاضر پاسخ داده است، و مفاهیم عرفانی را امروزی کرده است.

مجید

14

نویسنده هایی که کتاب های اول موفقی دارند کتاب های بعدی به آن اندازه موفق نمی شوند. ناطور دشت با وجودی که داستان ساده ای دارد کتاب بسیار خوبی است.

کتاب ارتباط  خوبی برقرار نمی کرد ولی قسمت فرانی را دوست داشتم. موردی که وجود دارد در ارتباط با تغییرات فکری دانشجویی معمول است که البته من خیلی متوجه این درگیری نشده ام.

هانیه

14

بعضی از توصیفات کتاب خوب بود ولی اکثر توصیفات زیادی بود و مرا آزار می داد. اول که کتاب را شروع کردم از آن لذت بردم ولی به مرور کتاب برایم کسل کننده شد. مقدمه کتاب در بخش دوم ( زویی ) گفته شده بود.

 اول که نامه سیمور را خواندم برایم خسته کننده بود ولی وقتی به آخر کتاب رسیدم و متوجه شدم نامه اوج کتاب بوده، تصمیم گرفتم یک بار دیگر با دقت نامه را بخونم.

به نظرم کتاب عرفانی نبود. عرفان در قالب این کتاب به خوبی بیان نشده بود.

 

·          

·         * کتاب فاقد ارزش نمره دان است

·         ن :نمره نداد

·         دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید