ورونیکا تصمیم دارد بمیرد
زندگینامه پائولو کوئیلو
زندگینامه این نویسنده را در حلقه 30 مطالعه نمایید
خلاصه داستان به قلم بهار
داستان در مورد زندگی دختری به نام ورنیکا است که از یکنواختی و روزمرگی زندگی خسته شده و تصمیم به خودکشی میگیرد و با خوردن قرصهای خواب آور سعی میکند زندگیاش را به پایان برساند،اما وقتی به هوش میآید خود را در یک بیمارستان روانی مییابد.
حضور در این بیمارستان زندگی ورنیکا را متحول میکند،و و میتواند احساساتی مثل خشم،نفرت و عشق را که در زندگی واقعیاش هیچگاه جرات نکرده بود آنهارا تجربه کند،تجربه میکند،او با تمام وجود از همهٔ کسانی که دوستشان دارد متنفر میشود،همهٔ کارهایی که هیچ گاه جرات انجام آنهارا نداشته،انجام میدهد و در نهایت با تمام وجود عاشق میشود.
اما به او گفت میشود تاثیر قرصهای خواب آور قلب او را بسیار ضعف کرده و فقط یک روز دیگر زنده خواهد بود
این خبر نه تنها ورنیکا بلکه اکثر افراد بیمارستان را به تفکری دوباره در مورد زندگیشان وادار میکند.ورنیکا سعی میکند از یک روز باقی ماندهٔ عمرش نهایت استفاده را بکند و همراه با عشقش ادوارد از بیمارستان فرار میکند و در این یک روز زنده بودن را با تمام وجود حس میکند،غافل از اینکه قلب اوو برای مدت طولانی به تپش ادامه خواهد داد...
نمرات
|
ردیف |
نام |
نمره |
|
1 |
مجید |
12 |
|
2 |
محمد |
غ |
|
3 |
سعید |
13 |
|
4 |
علی |
غ |
|
5 |
آرشام |
غ |
|
6 |
محسن |
14 |
|
7 |
صبرا |
|
|
8 |
نعیمه |
15 |
|
9 |
هدی |
غ |
|
10 |
بهار |
14 |
|
11 |
امین |
16 |
|
12 |
هدی |
|
|
13 |
احسان |
ن |
|
14 |
لیدا |
17 |
|
15 |
عارفه |
غ |
|
میهمانان |
| |
|
دختر عمو نعیمه |
| |
|
همسر دختر عمو نعیمه |
17 | |
|
میـــانگین |
14.75 | |
غ: در حلقه حضور نداشتند.
ن: در حلقه حضور داشتند ولی نمره ای به کتاب ندادند.
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب