ليدي ال -رومن گاري
زندگينامه رومن گاري
رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسِف (Roman Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ در شهر ویلنیوس، واقع در لیتوانی در خانوادهای یهودی به دنیا آمد. پدرش کمی بعد در ۱۹۲۵ خانواده را رها کرد و به ازدواج مجدد دست زد. از این هنگام او با مادرش، زندگی میکرد، ابتدا در ویلنا و سپس در ورشوی لهستان.
در سال ۱۹۲۸، رومن چهارده ساله به همراه مادرش به شهر نیس در کشور فرانسه رفتند. رومن خاطرات نخستین سالهای زندگی در فرانسه را در کتاب وعدهٔ سپیده دم ،۱۹۶۰ نوشتهاست.
او در فرانسه به تحصیل حقوق پرداخت خلبانی در نیروی هوایی فرانسه را آموخت. پس از اشغال فرانسه توسط نازیها در جنگ جهانی دوم، او به انگلستان گریخت و تحت رهبری شارل دوگل به «نیروهای آزاد فرانسه» پیوست و در اروپا و آفریقای شمالی جنگید.
و نگارش نخستین رمانش، تحصیلات اروپایی،۱۹۴ را مادامیکه در ارتش بود شروع کرد. در سال ۱۹۴۵، در فرانسه جایزهٔ منتقدین را دریافت کرد.
همچنین به دلیل خدماتش در ارتش موفق به اخذ جوایز متعددی از ارتش شد.
پس از جنگ، رومن با مدرک حقوق، که از دانشگاه پاریس گرفته بود، و نیز با دیپلم زبانهای اسلاو که از دانشگاه ورسای دریافت کرده بود، به عنوان دیپلمات در شهرهای مختلف کار کرد. در سال ۱۹۵۶ به نوشتن رمان «ریشههای بهشتی» پرداخت. این داستان نخستین رمان وی بود که برندهٔ جایزهٔ گنکور شد.
طی این سالها وی دو بار ازدواج کرد. نخستین همسرش نویسندهایی انگلیسی به نام لزلی بلانش بود. در سال ۱۹۶۳ از وی جدا شد و با هنرپیشهایی به نام جین سیبرگ ازدواج کرد رومن در دوران زندگی سیاسیاش حدود ۱۲ رمان نوشت. به همین دلیل بسیاری از کارهایش را با نام مستعار مینوشت مادامیکه با نام مستعار امیل آجار به نویسندگی میپرداخت، تحت نامی به عنوان رومن گاری نیز داستان مینوشت.
وی دومین جایزهٔ گنکور را با نام امیلی آجر به دلیل نوشتن رمان زندگی در پیش رو به دست آورد. وی تنها نویسندهای است که دو مرتبه موفق به اخذ این جایزه شدهاست. این جایزه تنها یکبار به هر نویسنده تعلق میگیرد. به دلیل اینکه وی این رمان را با نام مستعار نوشته بود برای دومین بار توانست این جایزه را دریافت کند و پسرعمویش پائول پالویچ، به جای وی این جایزه را دریافت کرد. رومن بعدها در کتابی به نام «زندگی و مرگ امیلی آجار حقیقت را فاش کرد.
وی همچنین فیلمنامه طولانیترین روز و نیز فیلمنامه قتل (Kill) را نوشت و این فیلم را با بازی همسر دوم خود کارگردانی کرد.
رومن گری در ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلولهایی به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشتهاست «... دلیل این کار مرا باید در زندگینامهام شب آرام خواهد بود ۱۹۷۴ بیابید. در این کتاب او گفتهاست: «به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم
خلاصه داستان به قلم مجيد مرشدي
لیدی ال، بانوی باشکوه و یکی از معرفترین زنان خاندان سلطنتی اروپا در جشن تولد هشتاد سالگیش خبر از بین رفتن قریب الوقوع عمارت کلاه فرنگی آشفته اش می کند. رازی در عمارت کلاه فرنگی دفن شده است. راز سرگذشت زندگی دختری تنها و تمام نقشهایی که در زندگی اجراء کرده است.
آنت دختری است که با پدر و مادرش زندگی می کند. مادر در رخت شور خانه کار می کند و مخارج خانواده را تامین می کند و پدری بی کار با افکار و عقاید آنارشیستی و حرفهایی تکراری در باره آزادی، برابری و برادری. در سن سیزده سالگی بعد از مرگ مادر اولین نقش زندگیش را بعهده می گیرد. او وظیفه مادرش را در تامین مخارج زندگی بعهده میگیرد ولی وقتی پدرش توقع تمام نقشهای مادرش را از او می کند از خانه خارج شده و به دنیا آزاد می پیوندد. جامعه نقش روسپری را به او می دهد. نقشی که به واسطه ش وارد دنیای زیرزمینی آنارشیستهای پاریس می شود. آشنایی با آنارشیست جوانی که بر عکس پدرش مرد عمل است، موجب می شود نقش یک عاشق را با کمال میل و در کنار جوان بپذیرد و به نقش اصلی زندگیش تبدیل می شود. به خاطر عشقش به جوان آنارشیست، نقشهایی در عملیاتهای آنارشیستی بعهده می گیرد. ولی با تمام این احوال هنوز نقش عاشق را برای خود می داند. این عشق سوزان باعث می شود در نقش یک خائن ظاهر شود و باعث زندانی شدن جوان آنارشیست و دوستانش شود. بعد از این اتفاق نقش همسر یکی از اشراف را می پذیرد و راهی زندگی اشرافی می شود و نقش یک اشراف زاده را با مهارت اجراء می کند. او غرق این نقش می شود و تنها وقتی جوان آنارشیست را دوباره می بیند متوجه میشود که سالهاست مشغول بازی در نقش یک اشراف زاده مغرور بوده. دوباره نقش عاشق به سراغش می آید و او آن را پرشور تر از قبل ایفا می کند. نقش عاشقی سنگدل که تنها معشوق را برای خودش می خواهد. عمارت کلاه فرنگی محل دفن راز این نقشها ست.
امتياز كتاب
| اعضا | نمره |
| مجيد | 16 |
| محمد | |
| سعيد | |
| آرشام | 16 |
| محسن | |
| علي | 16 |
| ميانگين | 16 |
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب