حلقه135- دنیای سوفی اثر یوستین گاردر
خلاصه داستان:
داستان به صورتی جذاب و دوستداشتنی است.در ضمن تاریخ فلسفه را به صورت طبقه بندی شده به خواننده می آموزد.داستان در مورد دختری 14 ساله است که شخصی ناشناس به او نامه می دهد وسوالاتی جالب مانند:(جهان چگونه پدید امده است)که اغاز گر راه اموزش تاریخ فلسفه است را بیان می کند.وپس از مدتی بااو رودررو می شودوسوفی رااز حقایق تاریخ فلسفه اگاه می کند.و همچنین در داستان وقایعی اتفاق می افتد که خواننده را تشویق به ادامه رمان می کند.
دنیای سوفی کتابی است برای آشنایی خوانندگانش با تاریخ فلسفه و چگونگی پیدایش، رشد و تکامل اندیشههای فلسفی. خواننده این کتاب میتواند عقاید تاثیر گذار فلسفه را در آینه این کتاب ببنید و با فلاسفه شهیر غرب از نزدیک گفتگو کند. سوفی آموندسون، دانش آموز یکی از دبیرستانهای نروژ است که به همراه مادرش در یک خانه ویلایی زندگی میکند. پدرش که ناخدای یک نفتکش است به دلیل شغلش مدتهای طولانی از سال را دور از خانه و خانواده خود میگذراند. سوفی تنها فرزند خانوادهاست و همین امر سبب میشود که سوفی نوجوان ساعتهای طولانی را در منزل تنها باشد. سوفی در اوقات تنهایی به غار خود پناه میبرد، سوراخی در میان بوتههای شمشاد که در حیاط خانه قرار دارد و تنها گنجایش یک نفر را دارا میباشد. آنجا باغ عدن سوفی است، او یکه و تنها در آن زندگی میکند و در غار خود، دور از دسترس دیگران به نوشتن داستان و شعر مشغول است. درست مانند آدم و حوا که در بهشت عدن زندگی میکردند تا روزی که... تا روزی که از میوه ممنوعه خوردند... دریای زندگی یکنواخت و روزمره سوفی در یکی از روزهای بهاری گرفتار تلاطم و فراز و نشیبی ترسناک گشت، روزی که داستان آغاز میشود و نامهای مرموز از شخصی ناآشنا سوفی را به معبد فلسفه میخواند، فلسفه این مظهر عقل، خرد و آگاهی!! نویسنده در ابتدای داستان میکوشد تا ذهن خواننده را همانند سوفی(قهرمان داستان)از زندگی روزمره و حاشیههای پوچ و سطحی آن رها سازد و متوجه ارزشهای اصیل و سوالات سرنوشت ساز تاریخ اندیشه بشری کند. در این راه از فیلسوفی به نام آلبرت (ک)نوکس استفاده میکند که همانند بئاتریس دانته، سوفی را با خود به عمق تاریخ فلسفه میبرد و از منزلگاههای متفاوت میگذراند. از یونان باستان و فلاسفه پیرو طبیعت گرایی، سقراط و افلاطون و ارسطو تا امانوئل کانت، هگل، کارل مارکس و هایدگر. از میان فلسفههای ذهنیت گرا و عالم مثل افلاطون تا جهان ماتریالیستی مارکس و در نهایت از میان رئالیسم عقل گرای کانت تا ایدئالیسم دیالکیتیکی هگل. آلبرتو با سوالاتی در باب مبتای فلسفه درس را آغاز میکند، اینکه خاستگاه فلسفه چیست، چرا و چگونه به وجود آمد و چه مسائلی را مطرح کرد و مطرح میکند. هنر چیست و رسالتش کدام است، زیبایی به چه معناست و آیا خدایی جاودانه که خالق انسان و جهان است وجود دارد، هدف از خلقت چیست، آیا جهان از ازل وجود داشتهاست یا خداوند روزی روزگاری جهان را از هیچ خلق کردهاست. عدالت را با مقیاسی میتوان سنجید و فضیلت اخلاقی کدام است. تاریخ چیست، آیا به راستی خدایی سنگدل است که ارابه پیروزی خود را از روی مخالفان و کافرانش میگذراند،... انبوهی از سوالات کلی و فراگیر که چون بنگریم کلید آگاهی ماست. انسان باید پاسخی شایسته به این سوالات بدهد تا بتواند بهتر زندگی کند و هدفمند عمرش را به پایان برساند. زندگی بدون هدف و فلسفه سرابی بیش نیست، و به روایت دقیقتر بهشت عدنی است، کاذب و قلابی که به محض تابیدن اولین شعاعهای نور آگاهی تبدیل به کویر و برهوت میشود. فلاسفهای که آلبرتو به تشریح افکارشان میپرازد هریک متناسب با علم و شرایط محیط اطراف خود(سیاسی-اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی)از منظر خود برای پاسخ دادن به سوالاتی سرنوشت ساز اقدام کردهاند، سوالاتی که برخی همچنان به قوت خویش باقی هستند! فلاسفه ابتدایی یونان باستان از طبیعت الهام میگرفتند، برای آنان طبیعت مظهر کمال و مادر حیات بود و بشر برای رسیدن به آگاهی باید چون فرزندی ناخلف به آغوش مادر بازمی گشت. سقراط و افلاطون بر فلاسفه شوریدند و بدین ترتیب بود که بیرق عقل و عقلانیت بر فراز معبد فلسفه افراشته شد و تا روزگار ما نیز همچنان بر فراز منارههای این معبد برفراشتهاست. مادر طبیعت جای خود را به جهان مثل داد و مبنای شناخت در ذهن جای گرفت
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب