حلقه 195-خانه خوبرویان خفته-یاسوناری کاواباتا
بخش اول زندگینامه-کاواباتا

نخستین ژاپنی برندهٔ جایزه ادبیات نوبل است.
او در کودکی (تا ۹ سالگی) خویشاوندان خود از جمله مادر، پدر مادربزرگ و تنها خواهرش را از دست داد. که دلیل حس انزوا و درون مایه مرگ در اکثر آثارش را همین یتیمی زودهنگام دانستهاند.
او در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه امپراتوری توکیو در رشته ادبیات فارغ التحصیل شد. اولین اثر موفق او (رقاصه ایزو) را در سال ۱۹۲۵ به چاپ رسید.
در سال ۱۹۴۵ یکی از بهترین آثارش (آوای کوهستان) را نوشت و در سال ۱۹۶۸ موفق به دریافت جایزه نوبل شد. درباره خودکشی یوکیو میشیما دوست نزدیک خود گفت: «هرچه هم انسان از جهان بیگانه باشدخودکشی راه حل نیست. هر چه آدمی که خودکشی کرده در خور ستایش باشد باز هم بسیار دور تر از قدیسان جای دارد.»
وی که سالها از ضعف جسمانی شدید رنج میبرد در ۱۶ آوریل ۱۹۷۲ در شهر زوچی بدون بوسیله گاز خودکشی کرد
ویکی پدیا
بخش دوم درباره کتاب
کتاب خانه خوبرویان خفته به نام آخرین داستان از ۳ داستان این کتاب نامگذاری شده است. ۳ داستانی که با موضوعاتی مختلف میباشد. مردی که دست یک دختر را قرض میگیرد. مردی که در تنهایی خویش حیوانات مختلفی را نگه میدارد.و داستان خانه خوبرویان داستان خانه ای است که پیر مردانی که برای خوابیدن در کنار دختران جوان وزیبارو در یک خانه به آنجا میروند.داستان درباره پیرمردی به نام اگوچی و ا بان خود وی روایت میگردد.مایه های سورئال آمیخته با برخی فضا های مالیخولیایی وموضوع متفاوت از نکات مهم درباره این داستان است.
بخش سون نظرات
|
نام حاضرین در جلسه |
نمره به کتاب |
نظرات و گفتگو ها |
|
آرشام |
14 |
داستان خوبرویان خفته را خوندم فقط.داستان یک سورئال واقع گرایانه بود که پایانی مدرن داشت.بیشتر تقابل مرگ و زندگی بود داستان به نظر .مرد با ارتباط با دختران خفته با زندگی گذشته و آینده خود ارتباط بر قرارا میکرد. |
|
مجید |
18 |
فضا داستان جالب بود.وقتی شهوت را از مرد میگرفت نگاهش به دختران جالب بود.توصیفات زیبایی داشت.به نظر میرسه ک ه گابریا مارکز داستان روسپیان سودازده من را از فضای این کتاب برداشت کرده باشه. |
|
عماد |
ن |
از داستان اول خوشم نیومد. گنگ بود.داستان یک چیزی کم داشت |
|
سارا |
ن |
|
|
علی |
15 |
چهارمین کتاب بود که از ادبیات ژاپن میخوندیم.در کل از داستان خوشم اومد |
|
|
| |
|
گلشید |
15 |
داستان دوم را دوست داشتم تنهایی ادم خیلی خوب بیان شده بود.داستان سوم ه بد نبود.به نظرم ترجمه خیلی خوبی نداشت |
|
ساغر |
15 |
داستان اول سورئال بود داستان سوم واقع گرایانه بود.کلا با کتاب ارتباط نتونستم برقرار کنم.هر چی از غرب به شرق میریم یک سری چی ها تغییر میکنه.در این کتاب زن و مرد 2 قطب کاملا مختلف بودند.زنها همیشه خواب بودند مثل عروسک.داستان مردانه بود |
|
ازاده |
18 |
داستان خوبرویان را خوندم حس اش بیشتر پسرانه و مردانه بود. |
|
حمید |
18 |
ژا÷نی ها علا قه زیادی به سبک سورئال دارند. داستان اول زیاد خوب نیود داستان دو بهتر بود و داستان سوم که خانه خوبرویان خفته بود داستان بهتری بود.ایده جالبی داشت |
|
هانیه |
16 |
کلا از کتاب خوشم اومد توصیفات زیبا بود.انگار رمز و رازی در نوشته هاش وجو داشت.تضاد های داستان خوبرویان را خوشم اومد. |
|
محمد ن |
13 |
|
|
|
|
|
· * کتاب فاقد ارزش نمره دان است
· ن :نمره نداد
· دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب