حلقه204-سهراب کشی بهرام بیضایی
بخش اول درباره نویسنده
![]()
بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دیماه ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی است.
بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایشنامه نویسی، در سینما عرصههای دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کردهاست. رگبار، چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهمترین آثار وی هستند. مژده شمسایی چهره پرداز و بازیگر، همسر اوست.
بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. خانوادهاش اهل آران و بیدگل بودهاند. پدر وی تعزیهخوان بودهاست و عمو و پدربزرگش دستاندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بودهاند.[۱] در سالهای آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشتهٔ ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام ادارهٔ کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به ادارهٔ هنرهای دراماتیک که بعدها به ادارهٔ برنامههای تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهشهای نمایش در ایران را در مجلهٔ موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ میباشد. او یکی از پایهگذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کنارهگیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از ادارهٔ برنامههای تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکدهٔ هنرهای زیبا و مدیریت رشتهٔ هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.[۲] در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانوادهاش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمتالله (ذکایی) بیضایی مرحوم شد.[نیازمند منبع] او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بینالمللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت نمود.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشتهٔ میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد. مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ بدرود حیات گفت.[نیازمند منبع] وی هماکنون در امریکا اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول به مشغول تدریس و تحقیق است
بخش دوم درباره کتاب سهراب کسی و نظرات وگفتگوها
|
نام حاضرین در جلسه |
نمره به کتاب |
نظرات و گفتگو ها |
|
مجید |
14 |
داستان های شاهنامه برپایه موضوع خیر و شر است. اینکه در این کتاب یک داستان اسطوره ای پرورش داده شده بود خیلی قشنگ بود. البته اگر این نمایشنامه بر روی صحنه رود باید تغییراتی در آن صورت گیرد مثل توصیف دقیق تر صحنه ها. شایان ذکره که بهرام بیضایی بهترین کارگردان قرن ایران شناخته شده ولی متاسفانه با وجودی که بیضایی یک هنرمند تصویری است به اجبار تبدیل به یک هنرمند نوشتاری شده است. |
|
عماد |
14 |
من خیلی از کتاب خوشم نیومد ولی فلش بک ها خوب بودن همینطور وارد شدن تهمینه به فضای جنگی جالب بود. به طور کلی کتاب رغبت ادامه دادن در من به وجود نمی آورد. به نظرم داستان تکراری باید برجسته تر تکرار شود. |
|
هانیه |
ن |
به نظرم به این کتاب به عنوان نمایشنامه نمی توان نگاه کرد و بیشتر داستان روایی بود. از اینکه سعی شده بود فارسی اصیل نوشته شود لذت بردم. |
|
ساغر |
19 |
به نظر من این کتاب مخاطب خاص دارد و علاقه مندان به شاهنامه از آن لذت وافر خواهند برد. در این کتاب بیضایی به شکلی هنرمندانه تصویر خود را از نگاهها، تفکرات و قضاوت های شخصیت های شاهنامه به نمایش کشیده است. به خصوص در پرورش شخصیت تهمینه بسیار موفق عمل کرده است. |
|
سارا |
ن |
پیشنهاد میکنم خوانش این نمایشنامه را توسط مژده شمسایی ببینید. بیضایی در مصاحبه خود می گوید هدف من از نوشتن این کتاب بیان آنچه من در حال حاضر از این داستان می فهمم است. او با بزرگ کردن شخصیت تهمینه در مقابل نظام مرد سالار جامعه و با استفاده از نماد های دیگر سنت و مدرنیته را در تقابل قرار میدهد. |
|
گلشید |
17 |
خوشحالم که یک کتاب ایرانی خوندم. |
|
یاسمین |
17 |
|
|
آرشام |
ن |
|
|
شیرین |
19 |
نقطه قوت این کتاب از نظر من نمایشنامه ای است که با اضافه کردن دیالوگ هایی اجازه می دهد داستان پرورش پیدا کند. |
|
محمد نجفی |
16 |
|
* کتاب فاقد ارزش نمره دان است
· ن :نمره نداد
· دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب