احمد محمود

احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰ اهواز - ۱۲ مهر ۱۳۸۱ تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی می‌دانند. معروفترین رمان او همسایه‌ها ، در زمرهٔ آثار برجستهٔ ادبیات معاصر ایران شمرده می‌شودمحمود در ۴ دی ۱۳۱۰ در شهر اهواز از پدر و مادری دزفولی الاصل به دنیا آمد و شاید همین دلیل سبب شد تا بیشتر خود را دزفولی بداند. [۲] در برخی از آثارش چون همسایه‌ها و مدار صفر درجه واژه‌ها و جملاتی به گویش دزفولی به چشم می‌خورد.و نیز شخصیت «نعمت» در داستان غریبه ها و پسرک بومی از کتابی به همین نام نیز از یکی از ساکنین دزفول بنام نعمت علائی گرفته شده است که حول و حوش سال 1323 در دزفول بدست افراد ناشناسی ترور می شود

پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش، به دانشکدهٔ افسری ارتش راه یافت؛ اما ازجمله تعداد زیاد دانشجویان دانشکدهٔ افسری بود که پس از کودتای ۲۸مردادماه سال ۱۳۳۲ بازداشت و سپس، بخش‌بخش آزاد شدند؛ درحالی‌که تنها ۱۳ نفر از آنان در زندان باقی ماندند.

احمد اعطا، یکی از این دانشجویان بود که نه توبه‌نامه‌ای امضا کرد و نه به هیچ‌گونه هم‌کاری با رژیم کودتا تن داد. به همین دلیل، مدت زیادی را در زندان به‌سر برد که گویا مشکل ریوی او که درنهایت به مرگش منجر شد، یادگار همان دوران بوده‌است.

مدتی هم درحوالی خلیج فارس از جمله در بندر لنگه در تبعید به سر برد و البته خودش از این دوران با عنوان «زمانی که گرفتار بازی سیاست شده بودم»یاد می‌کندمحمود در اواخر عمر با بیماری تنگی نفس مواجه شد و این بیماری در سال ۱۳۸۰ یکبار او را به بیمارستان کشاند. در اول مهرماه ۱۳۸۱ بار دیگر حال او به وخامت گرایید و پس از انتقال به بیمارستان و بستری شدن در روز جمعه، ۱۲ مهر سال ۱۳۸۱، به‌دنبال یک دورۀ بیماری سخت ریوی، در بیمارستان مهراد، در تهران درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد

همسایه‌ها رمانی از احمد محمود، نویسنده ایرانی است. این رمان در سال ۱۳۵۳چاپ و در زمان محمدرضا شاه و بعد انقلاب اسلامی ممنوع چاپ اعلام شد.

بسیاری باور دارند که این رمان بهترین رمان بلند تاریخ ادبیات ایران است و بسیاری دیگر نیز باور دارند این کتاب پس از بوف کور صادق هدایت بهترین رمان ایرانی (چه رمان کوتاه و چه رمان بلند) است

داستان رمان نگاهی به زندگی پایین ترین طبقات مردم ایران در شهر اهواز و از دیدگاه جوانی به نام خالد است. زمان داستان در دوره ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق است و به نوعی می‌توان گفت فعالیت‌های حزب توده و تاثیرات آن در طبقه پایین و عمدتا کم سواد کشور را برای بسیج شدن در حرکت ملی کردن صنعت نفت نشان می‌دهد. از این بابت می‌توان گفت که گرایش‌های ذهنی و سیاسی نویسنده به صورتی کاملا پررنگ در متن داستان به چشم می‌خورد.

داستان در نهایت با کودتای ۲۸ مرداد به پایان می‌رسد، هرچند در هیچ یک از مراحل داستان وقایع سیاسی و تاریخی ملی شدن صنعت نفت به صورت مستقیم به چشم نمی‌خورد و تنها بازتاب آنها در میان مردم طبقه پایین کشور دیده می‌شود.