حلقه 191-کلیسای جامع اثر ریموند کارور

بخش اول زندگینامه نویسنده
نویسندهٔ داستانهای کوتاه و شاعر آمریکایی بود. او یکی از نویسندگان مطرح قرن بیستم و همچنین یکی از کسانی شمرده میشود که موجب تجدید حیات داستان کوتاه در دههٔ ۱۹۸۰ شدهاند. پیشهٔ کارور به عنوان نویسنده به داستانهای کوتاه و شعر اختصاص یافته بود. او خود را بهعنوان کسی که «تمایل به ایجاز و قوّت دارد» و «به نوشتن داستانهای کوتاه معتاد است»، معرفی کرده است.(در دیباچهٔ «از کجا تلفن میکنم»[۳]، مجموعهای که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد). دلیل دیگری که برای ایجاز آثار او مطرح میشود این است که «داستان کوتاه و شعر را میتوان در یک نشست نوشت و خواند». این مسئله برای وی یک انتخاب ساده نبود، بلکه ملاحظاتی عملی بود تا او با در نظر داشتن آنها بتواند در کنار شغلهای متفاوت و ناهمگوناش، به نوشتن نیز برسد. موضوعات و ایدههای آثار او که عموماً بر تجربههای کارگری تمرکز دارند به وضوح انعکاسی از زندگی خودش هستند. همین مساله را میتوان در مورد بُنمایههای مکرر اعتیاد به الکل و بازپروری از آن که در آثار وی موجود است، مطرح کرد.
سبک نوشتار کارور و بُنمایههای آثار او معمولاً مانند عناصر سازندهٔ آثار ارنست همینگوی، آنتوان چخوف و فرانتس کافکا است. همچنین او را تأثیرپذیرفته از آثار ایساک بابل، فرانک اوکانر و و. اس. پریچت برَشمُردهاند. با وجود این، بهنظر میرسد بیشترین تأثیرپذیری او از جانب چخوف باشد که انگیزهٔ او برای نوشتن داستان کوتاه «پیغام» (به انگلیسی: Errand) باشد. این داستان که یکی از آثار مربوط به اواخر عمر کارور است، آخرین ساعات زندگی چخوف را به تصویر میکشد.
عمدتاً، کمینهگرایی (مینی مالیسم) به عنوان یکی از ویژگیهای بارز آثار کارور شمرده میشود. ویراستار وی در مجله اسکوآیر، گوردون لیش، نثر کارور را به این سمت هدایت میکرد. پیشتر جان گاردنر به کارور توصیه کرده بود که به جای به کار بردن بیست و پنج کلمه در یک جمله، پانزده کلمه به کار بَرَد و بعدهها لیش به وی توصیه کرد که در یک جمله تنها از پنج کلمه استفاده کند. در این دوران بود که کارور اشعاری را برای جیمز دیکی، ویراستار شعر اسکوآیر در آن دوران، فرستاد.
سبک وی را با عنوان «واقعگرایی کثیف» (به انگلیسی: dirty realism) نیز خواندهاند. این عبارت به گروهی از نویسندگان در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ چون ریچارد فورد، توبیاس ولف، آن بیتی، جین آن فیلیپس اشاره دارد. کارور با فورد و ولف از نزدیک آشنا بود. این نویسندگان در آثارشان بیشتر بر اندوه و حس فقدان زندگی روزمرهٔ مردم عادی تاکید داشتند؛ زندگی روزمرهٔ طبقات متوسط و پایین جامعه یا افراد تکافتاده و به حاشیهرانده شدهای که طبق ایدهٔ هنری تِرو «نومیدی خاموش» (به انگلیسی: quiet desperation) را میزیند.
بخش دوم درباره کتاب: کلیسای جامع

.کلیسای جامع داستان کوتاهی است دربازه مرد کوری که دوست همسر مرد راوی داستان است وبه خانه راوی داستان میآید.همچنین این داستان توسط همسر ریموند کارور از نگاه دیگری که نگاه همسر مرد راوی است تحت عنوان سیل در ارو نوشته شده است.که خواندن همزمان این دو داستان با هم توصیه میگردد.در کل داستان اتفاق خاصی رخ نخواهد داد ولی داستان شما را با خود خواهد کشید.واقعیت زیبانیس کلیسای جامع بیان واماندگی های نازیباست.رابطه بین شخصیت های داستان به همراه شخصیت پردازی خوب وفضای خاص داستان از ویژگی های مهم این کتاب است
. وبلاگ حلقه کتابخوانی ما
نظرات
|
نام حاضرین در جلسه |
نمره به کتاب |
نظرات و گفتگو ها |
|
سارا |
17 |
من دوست داشتم کتاب را.سبک جدید بود.به نظرم یکی از سخت ترین شیوه های نوشتن ساده نویس است.با داستان ارتباط برقرار کردم |
|
ساغر |
16 |
داستان های کوتاه را دوست دارم.وهمچنین open end بودن پایان هارو. |
|
محمد ک |
|
رئالیسم کثیف بود |
|
احسان |
|
|
|
مجید |
15 |
به داستان نویسی خیلی کمک میکنه نوشته هایکارور.شخصیت ها کاملا پرداخت شده بودند وقدرتمند.محتوی داستان قوی بود.کلا خوشم اومد از کتاب |
|
هانیه |
10 |
از کتاب لذت بردم ولی اگر نمیخوندم هم چیزی را از دست نمی دادم.کلیسای جامع موضوع جالبی داشت.منتظر یک اتفاق بودم در کل داستان ها |
|
علی |
11 |
خوشم نیومد.آخر داستان هاش را دوست نداشتم.کتاب قشنگ جلو میرفت ولی آخرش خوب نبود. |
|
ارشام |
14 |
2تا کتاب کلیسای جامع و سیل در اردو را باید به نظرم با هم خوند خیلی جالبه مطرح شدن یک موضوع با 2 زاویه مختلف برام جالب بود.ساده بودن هر دو داستان وفضای اطراف راوی جالب توصیف شده بود. |
|
حمیدرضا |
16 |
تیکه آخر داستان را دوست داشتم.نوع نوشتن داستان را دوست داشتم.برای تنوسندگی آموزنده بود.نوشتن داستان کوتاه از نظر تکنیکی سخت تره. |
|
عماد |
12 |
به جز داستان کلیسای جامه از بقه داستان ها زیاد خوشم نیومد.نوع نوشتن داستان را دوست داشتم |
|
آزاده |
14 |
کلا زیاد از داستان کوتاه خوشم نمیاد.کلیسای جامع 3 صفحه اخرش را دوست داشتم |
· * کتاب فاقد ارزش نمره دان است
· ن :نمره نداد
· دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب