جلسه 93-سه شنبه 2 آذر 89

زندگينامه كورت ونه گوت جونيور

ت ونه گات، جونیور11 متولد نوامبر 1922، نویسنده ی امریکایی که به خاطر آمیختن هجو و طنز سیاه و فضای علمی تخیلی در آثارش اشتهار دارد. او در دوران تحصیلش در دبیرستان شورتریج در ایندیانا‌پولیس در روزنامه ی دیلی اکو، پرتیراژترین نشریه ی دانش آموزی امریکا، فعالیت می‌کرد.
در سال های 1941 تا 1942 در دانشگاه کرنل نیز دستیار سرویراستار نشریه ی دانشجویی کرنل دیلی‌سان بود و از همان دانشگاه فوق لیسانس بیوشیمی گرفت. در دوران خدمت نظامی‌اش مهندسی مکانیک خواند و در سال 1944 مادرش خودکشی کرد. او در سال 1944 در جنگ جهانی دوم به دست نیروهای آلمان اسیر و در درسدن حبس شد و همان جا شاهد بمباران عظیم شهر درسدن در سال 1945 به دست متفقین بود که تمام شهر را نابود کردند و ونه گات از معدود بازماندگان این بمباران بود. او بعدها این تجربه را در کتاب سلاخ خانه‌ شماره 5 به داستان کشید. در سال 1945 آزاد شد و به امریکا برگشت و نشان قلب ارغوانی دریافت کرد. بعد از جنگ به دانشگاه شیکاگو رفت و در رشته‌ی انسان شناسی تحصیل کرد و همزمان خبرنگار جنایی شد. سپس به نیویورک رفت و مسئول روابط عمومی شرکت جنرال الکتریک شد. در سال 1971 دانشگاه شیکاگو رمان او گهواره گربه را به عنوان رساله ی انسان شناسی اش پذیرفت و به او فوق لیسانس داد.
ونه گات بعد از بازگشت از جنگ با عشق دوران کودکی اش جیم ماری کاکس ازدواج کرد اما در سال 1970 ازهم جدا شدند و بعدها باجیل کرمنتس عکاس ازدواج کرد. او سه فرزند از همسر اولش داشت و چهار کودک هم به فرزندی پذیرفت.
در سال 1999 آستروئید یا سیارک 25399 را به بزرگداشت او ونه گات نامیدند. او در سال 2007 در منهتن در سن 84 سالگی به علت ضربه‌ی مغزی درگذشت. مشهورترین آثار او پیانوی خودنواز، گهواره گربه، سلاخ خانه شماره 5 و اسلپ استیک هستند.
کتاب مرد بی ‌وطن
آخرین اثر اوست که در سال 2005 منتشر شد


«هشدار باکونونیستی من این است:"هر کس نمی‌فهمد که چگونه آیینی راهگشا می‌تواند بر دروغ بنا شده باشد، این کتاب را هم نخواهد فهمید.»
گهواره گربه
"گهواره‌ی گربه" رمانی علمی‌تخیلی است که به یکی از چندین و چند روش ممکن برای پایان دادن به دنیا می‌پردازد. ونه‌گات در این کتاب با همان لحن آشنا، منتقدانه و تمسخرآمیز خود به بررسی نتایج مسابقه‌ی تسلیحاتی و پیشبرد علم و تکنولوژی در راستای اهداف نظامی می‌پردازد. و از طرف دیگر با برگرفتن نگاه از جامعه‌ی آمریکایی، نمونه‌ای کوچک از زندگی مردمی غیر آمریکایی را ترسیم می‌کند. مردمی که میان فشارهای دائمی حکومت‌های دیکتاتوری و آموزش‌های منفعلانه‌ی مذهبی دروغگو، به بازی گرفته شده‌اند و روز به روز بیشتر سقوط می‌کنند. و در این بین نقشی نیز در بازی‌های جنگ طلبانه‌ی ابرقدرت‌ها ایفا می‌کنند. ونه‌گات در این کتاب دست و دلبازی‌های سیاسی و دیپلماسی خارجی آمریکا را با قلم تلخ خود به تمسخر می‌گیرد و به یکی از آخر و عاقبت‌های جنگ سرد می‌پردازد. هر چقدر هم که این عاقبت طنزگونه و علمی‌تخیلی باشد باز هم چیزی محتمل است. در حقیقت این کتاب بیشتر از آن که کتابی ضد جنگ باشد کتابی ضد آمریکایی از آب درآمده است.
ونه‌گات "گهواره‌ی گربه" را در سال 1963 نوشت و در سال 1971 دانشگاه شیکاگو آن را به عنوان پایان‌نامه‌ی وی در مردم شناسی قبول کرد و سرانجام درجه‌ی فوق لیسانس را به او اعطا کرد. این رمان در سال 1964 نامزد دریافت جایزه هوگو، به عنوان بهترین رمان سال شد.
مطمئن باشید این کتاب هیچ ارتباطی به گربه‌ها ندارد. نام کتاب از نام قسمتی از بازی "نخ بازی" موسوم به گهواره‌ی گربه گرفته شده و اشاره به کاری دارد که یکی از کاراکترهای اصلی در هنگام بمباران اتمی هیروشیما انجام می‌داده است. البته چندین اشاره دیگر نیز در کتاب به آن وجود دارد که بهتر است خودتان بخوانید. و از طرف دیگر کنایه دارد بر دروغ بودن بسیاری از باورهای روزمره.
خلاصه‌ی داستان:
در ابتدای کتاب راوی داستان را می‌بینیم که در پی نوشتن کتابی مستند است به نام "روزی که دنیا پایان یافت". کتابی که قرار است به کارهایی بپردازد که کله گنده‌های آمریکا در روز بمباران اتمی هیروشیما انجام می‌داده‌اند. او در طی تحقیقات خود به دکتر فلیکس هوینیکر مرحوم، یکی از پدران اولین بمب اتمی، می‌رسد و با فرزندان او ارتباط برقرار می‌کند. هر چند دکتر هوینیکر سال‌ها پیش مرده است ولی حضور او به عنوان یک شخصیت پر رنگ در داستان نمود دارد. او به عنوان نمونه‌ای از دانشمندان بی‌مسئولیت که بدون اهمیت به نتیجه‌ی اختراعات و تحقیقاتشان کار می‌کنند، معرفی می‌شود. کسی که همیشه دنبال چیزی بوده است که به آن فکر کند و با آن بازی کند و فرقی هم برایش نمی‌کرده که آن اسباب بازی به بمب مربوط باشد یا نباشد. "یخ نه"[3] یکی دیگر از اختراعات مخفیانه‌ی او است که پس از مرگش به فرزندانش رسیده است. "یخ نه" یکی از اشکال یخ با دمای ذوب بالا است که در تماس با مولکول‌های آب می‌تواند راه جدیدی برای تبلور در دمای 45.8 درجه‌ی سیلیسیوس را به آن‌ها نشان دهد. "یخ نه" ومپیتر[4] اصلی داستان است.
ماجراهای کتاب، راوی و سه فرزند هوینیکر را به جزیره‌ی سن لورنزو می‌کشاند. کشوری کوچک و فقیر که توسط دیکتاتوری پیر به نام "پاپا" اداره می‌شود. در این‌جا خط سیر داستان که تا به حال حول محوریت نوشتن کتاب می‌چرخید عوض می‌شود و رشته‌ی حوادثی جدید روی می‌دهد. حوادثی که در طی آن نتایج بی‌فکری‌های دانشمندی تحت تأثیر جنگ جهانی دوم، سیاست‌های آمریکایی دوران جنگ سرد و خرده دیکتاتورهای تشنه‌ی قدرت را، به شکلی طنزآمیز نشان می‌دهند.


نمرات

ردیف

نام

نمره

1

مجید

13

2

محمد

15

3

سعید

غ

4

علی

14

5

آرشام

19

6

محسن

15

7

صبرا

14

8

نعیمه

 17

9

هدی

-

10

لیدا

-

11

بهار

 -

12

امین

-

13

عارفه

-

میـــانگین

15

غ: در حلقه حضور نداشتند.

ن: در حلقه حضور داشتند ولی به دلایلی نمره ای به کتاب ندادند.