مستاجر اثر رولان توپور
جلسه 76- پنج شنبه 24 تير ماه 89
زندگينامه رولان توپور
رولان توپور، نویسنده و نقاش فرانسوی در سال1938 به دنیا آمد. پدر و مادرش لهستانی بودند.پدرش نقاش بود و او نیز خود نسخت به نقاشی روی آورد. در دانشکدهٔ هنرهای زیبای پاریس درس خواند و در بیست سالگی نخستین طرحش در مجلهای منتشر شد و او به زودی به عنوان کاریکاتوریستی متفاوت و جسور شناخته شد.....
رولان توپور، نه تنها نویسندهی مشهور، که کاریکاتوریست، نمایشنامهنویس و بازیگر معروفی نیز است. رمان «مستاجر» از این نویسنده برای نخستینبار سال ۱۹۶۶ منتشر شد و ده سال بعد رومن پولانسکی، فیلمساز پر آوازه بر اساس بر اساس این رمان، فیلمی با همین عنوان ساخت و نقش اول آنرا نیز خودش بازی کرد. «مستاجر جدید»، «همسایهها» و «مستاجر قبلی» عناوین سه فصل این رماناند. حاصل کار توپور در نویسندگی ترکیبیست از سورئالیسم و طنز سیاه که حضور طنز در آثار او به هیچوجه از سر تصادف نیست. «مستاجر» نمونهای خوب برای هنر گروتسک در ادبیات است که در آن ویژگیهای هنر گروتسک مثل حضور همزمان عناصر متضاد خنده و ترس، جاذبه و دافعه، اشتیاق و انتظار که تقریباً همیشه با نوعی نابههنجاری جسمانی همراه است، به چشم میخورد.این رمان را میتوانید از اینجا دانلود کنید.این اولین اثر از توپور است که به فارسی ترجمه میشود.
از توپور هزاران دست نوشته، شعر و كاریكاتور به جاى مانده است كه بیشتر آنها نمایانگر برخی از رویدادهاى جامعه فرانسه است. «دفتر هاى سكوت» - مجموعه نوشته هایش- از آن جمله است. نام توپور به واسطه شجاعت و پرده درى او در كاریكاتور هایش در تاریخ هنر جهان زبانزد شده است
توپور نویسنده ای بسیار محبوب در اروپا و بسیار محجور در سایر نقاط دنیاست. او هنرمندی سنت شکن و نهلیستی ست که برای بیان دیدگاه های پوچ گرایانه خود گرافیک، بازیگری، کاریکاتور، طراحی صحنه و لباس، شاعری، نمایشنامه نویسی و فیلم سازی را برگزید.
وی در ۱۶ آوریل ۱۹۹۷ در ۵۹ سالگی پس از چند روز بیهوشی درگذشت.
مستاجر
خلاصه اي از
داستان به قلم آرشام صفي پوريان![]()
قبل از نوشتن خلاصه ياد مطلب جالبي راجع به اين كتاب افتادم كه نوشته شده بود: قبل از اينكه بخواهيد كتاب مستاجر را بخونيد خودتان را براي يك تجربه بهت آور وحيرت انگيز وتاثير گذار ورنج آور ولذت بخش وعجيب آماده كنيد.فكر ميكنم توصيف خوبي از اين كتاب يا كابوس ماليخوليايي بود
داستان در باره مردي است به نام ترلوفسكي با ظاهر وبرخورد مناسب كه به دنبال آپارتماني با قيمت مناسب براي اجاره كردن است.در جستجوي خود مورد مناسبي را براي اجاره پيدا ميكند و براي بازديد به آنجا ميرود داستان از اين جا شروع ميشود كه نظافت چي خانه به او مي گويد : مستاجري كه قبلا اينجا زندگي ميكرده(سيمون شول) خودش را از پنجره پرت كرد بيرون ميتونيد از ايجا محل سقوطش رو ببينييد ولي هنوز نمرده اما جاي نگراني نيست.فكرش هم نكنيد.او براي پي بردن از وضعيت مستاجر قبلي به بيمارستان ميرود در آنجا با دوست سيمون شول ملاقات ميكند وسيمون شول را بر روي تخت بيمارستان در حاليكه تمام بدنش باند پيچي شده ميبيند.و.....سيمون ميميرد واو به آپارتمان نقل مكان ميكند همسايه هاي عجيب وساختمان عجيب واتفاقاي مرموزي كه در آنجا رخ ميدهد باعث ميشود كه او احساس كند توطئه اي در كار بوده كه باعث خودكشي سيمون شده وحالا نوبت اوست و متوهم ميشود تب ميكند مسخ ميشود سيمون شول را ميبيند خود را ميبيند .شورشي ميشود و مرز بين حقيقت ورويا برايش از بين ميرود و..... فكر ميكنم بهتره بقيه داستان رو نگم ولي در پايان نويسنده ما رو غافلگير ميكنه وپاياني متفاوت رو رقم ميزنه
با نظر دوستان حلقه اين كتاب به عنوان يكي از متفاوت ترين كتاب هاي خوانده شده انتخاب شد
جدول نمرات دريافتي كتاب در حلقه
| اعضا | نمره |
| مجيد | 12 |
| محمد | |
| سعيد | 12 |
| آرشام | 16 |
| محسن | 14 |
| علي | |
| ميانگين | 13/5 |
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب