حلقه291-قطع دست در اسپوکن-مارتین مک دونا

نقد و بررسی کتاب قطع دست در اسپوکن-مارتین مک دونا

مارتین مک دونا نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس معروف ایرلندی بریتانیایی که بسیاری از نمایشنامههای وی در ایران بر روی پرده رفته است

نمایشنامه قطع دست در اسپوکن درباره فردی است که یک دست  را از دست داده و به دنبال دست گم شده خود میگردد.

خلاصه نظرات

علی م: خوب بود من خوشم اومد. سمبولیسم بود و دست نماد نفرت  اش بود. من تاتر اش هم دیده بودم و خیلی خوشم اومده بود.(نمره18)

مجید: داستان خاصی نداشت. به نظر من شخصیت پردازی زیادی نداشت( نمره14)

ارشام: مارتین مک دونا نمایشنامه های در ایران معمولا با استقبال روبرو شده مثل مرد بالشی-ستوان اینیشمور و ملکه زیبایی لنینن/ استفاده از سمبولیسم باعث میشه نمایشنامه دارای پیچیدگی هایی بشه که برای مخاطب از دیدن یک نمایشنامه ساده لذت بخش تر بشه. کل داستان دارای تیمینگ بود(نمره 15)

ساغر: اگر خیلی بخوام معنا بدم به کتاب میشه گفت  که مت برای خیلی اتفاقاتی که خودمون مقصر هستیم دنبال پیدا کردن مقصری به جز خودمان هستیم. (نمره12)

پدیده: من خوشم  اومد شخصیت داستان به عنوان یک روانی خیلی قابل پذیرش بود.شخصیت هاش خیلی خوب بودن به نظرم من.(نمره16)

نسیم: کلا دوست داشتم کتاب رو مخصوصا شخصیت مروین (17)

هانیه: دوست داشتم حس ترس خوب منتقل کرده بود (16)

حلقه 290-خدمتکار و پروفسور یوکو اوگاوا

نقد و بررسی کتاب خدمتکار و پروفسور اثر یوی اوگاوا نویسنده ژاپنی

داستان درباره خدمتکار و پسرش هست که در خانه پروفسور ریاضی مشغول به کار هستند پروفسور حافظه اش در اثر یک حادثه به مشکل خورده و فقط 80 دقیقه میتواند اتفاقات را به خاطر بسپارد و....

خلاصه نظرات

مجید: به نظرم ساده بود. نوشتن کتاب های ساده ولی کار آسونی نیست و نمیشه قدرت نویسنده رو زیر سوال برد.ژاپن اون دوره خوب توصیف شده بود. در جامعه شرق همه چی سر جای خودش هست از نظر اخلاقی(نمره 13)

-پدیده: کتابش چوریاضی داشت دوست داشتم/روابط ادم ها معمولی بود وخیلی قشنگ بود./حوصله و پشتکار خدمتکار خیلی جالب بود و همچنین مدل برخورد خدمتکار با ریاضی و اشتیاق ااش/داستان خوب داستان خاصی نبود/ (نمره 15)

نسیم:/ نظر خاصی ندارم ن

ارشام: داستان روان و ساده ای داشت و راحت جلو میرفت پیچیدگی در داستان زیاد نبود/ بازی با اعداد و ریاضی شاید مهمترین نکته کتاب بود (نمره 14)

فرشته: کتاب بکنواختی بود. اسم در داستان وجود نداشت وموضوع کتاب جدید بود انتهای کتاب جای کار داشت (نمره14)

 

ساغر: داستان هایی که با موضوع ریاضی باشه زیاد نیستن یک نوآوری بود.خیلی روابط انسانی خوب بود.اینکه کسی هم که ریاضی رو دوست نداشت میتونست این کتاب رو بخونه  (نمره17)

علی م: 15

علی ح: 13

محسن: ن

 

حلقه289-رویای تبت فریبا بوفی

حلقه 289 – رویای تبت فریبا بوفی

داستان درباره  روابط بین دو خواهر وشخصیت های دیگه داستان هست . واز زبان یکی از خواهر ها کتاب در حال بیان داستان میباشد. و...............

خلاصه نظرات حاضرین در جلسه

مجید:کتاب خوبی بود به نظرم.شخصیت ها زمین بودند و ادم ها واقعی  بودند.به نظرم اینکه نویسنده در مورد اتفاقات ساده بنویسه خیلی خوبه.

راحله:کتاب روانی بود.حرف خاصی ندارم

هانیه: در کل کتاب دوست نداشتم ولی تیکه های خوبی داشت

نسیم: کتاب روان بود فضای غمناکی داشت موضوع سه عشق ناکام بود.در کل دوست نداشتم خیلی  کتاب خاصی نبود

مازیار:اول داستان اش جالب بود و خسته کننده نبود برخی مسایل در داستان گنگ بیان شد

پدیده: کتاب دوست داشتم راحت بود.در کل بد نبود شخصیت های تکراری داشت که در داستان های دیگه ایرانی هم همچین شخصیت های هست

علی موسی:از زاویه دید کتاب و نوع نگارش اش خوشم اومد خوب بود.نسبت به کتاب های دیگه ایرانی معاصر کمی متفاوت بود. 25 صفحه اول کتاب البته توی ذوق میزد ولی بعدش خوب میشد

ساغر:تبت هیچ جای در دنیای نیست صاد به این نتیجه رسید که باید از زندگی لذتبرد و باید زندگی کرد و دست از اعتقادات اش برداشته بود. همین که نویسنده سعی کرده بود یک فرم نوسشتاری  به داستان بده خوب بود مدل فصل بندی کتاب هم خوب بود

محسن:قلم نویسنده های ایرانی معاصر خیلی شبیه هست به همدیگر

فرشته: نظری ندارم

علی ح:کتاب ایرانی بود داستان خاصی نداشت میتونم بگم یکم از نویسنده هایایرانی معاصر بهتر بود

ارشام: کتاب از نظر سبک نوشتن قابل قبول بود و لی موضوع داستان رو دوست نداشتم و نمیدونم چرا همه نویسنده های معاصر دنبال موضوع های جدید تری نمیرن .