حلقه223-بالاخره روزی قشنگ حرف میزنم-سداریس

 

بخش اول درباره نویسنده

دیوید ریموند سداریس  نویسنده، طنز پرداز و برنامه‌ساز مشهور رادیو در آمریکا است.


سداریس عمدۀ شهرتش را مدیون داستانهای کوتاه از زندگی شخصی خویش است که ماهیتی فکاهی و طعنه‌آمیز دارند و نویسنده در آنها به تفسیر مسائل اجتماعی می‌پردازد. وی در آثارش به مسائلی همچون زندگی خانوادگی، بزرگ شدن در خانواده‌ای از طبقه‌ای متوسط در حومۀ شهر رالی، پیشینه و فرهنگ یونانی، مشاغل مختلف، تحصیل، مصرف مواد مخدر می‌پردازد و از تجربۀ زندگی در فرانسه و انگلستان به همراه شریک زندگیش هیو همریک می‌گوید.


بخش دوم درباره کتاب-نظرات و گفتگو ها

این طنرنویس امریکایی، سبک سیاقی شبیه به طنز وودی آلنی دارد. او داستان‌هایش را ابتدا در نیویورکر منتشر می‌کند و هرازگاهی با جمع‌آوری این داستان‌ها، کتابی منتشر می‌کند. نکته‌ای که در آثار این نویسنده باعث جذب مخاطب می‌شود، واقعیت داستان‌هاست. به گونه‌ای که سداریس خود و خانواده‌اش را نیز در داستان‌هایش دخیل می‌کند زیرا داستان‌ها، داستان‌هایی واقعی هستند که او در زندگی روزمره با آن‌ها مواجه شده است. این عریانی حقیقت در آثار او باعث برقراری ارتباط مخاطبان و باورپذیری داستان‌ها شده است

نام

نمره

نظرات

علی موسی تباز

17

در کل کتاب رو دوست داشتم.برام سوال بود که چرا جامعه روشنفکری چرا خودش را نقد نمیکنه.تک تک داستان هارو میشه بررسی کرد و جا برای صحبت زیاد داره کتاب.شخصیت های کتاب ویژگی تاثیر پذیری داشتند.

ارشام

18

از کتاب خوشم اومد.شروع هر داستان با یک جمله خبری بود که ما رو مسریع در داستان می کشوند.سرعت ورود به هر داستان بالا بود.خواندن کتاب لذت بخش بود.ما در ایران نویسنده طنز به این مفهوم نداشتیم و نداریم و طنزپردازان ایران همه شاعر بوده اند تا نویسنده .

نسیم

20

کتاب جالبی بود.چندتا از داستان ها رو تونستم بخونم.ولی لذت بردم.روان و یاده بود و عنوان کتاب هم برام جذاب بود

ساغر

19

کتاب لذت بخشی بود.شاید افرادی که با این مدل ادم ها بر ححورد نداشته باشن کتاب را کمتر درک کنن.شخصیت ها دوست داشتنی بودند

هانیه

18

از کتاب واقعا لذت بردم.از موضوع های ساده داستان های طنز جذابی نوشته بود

حسین ق

12

در به طنز کشیدن موقعیت های و جامعه استادانه عمبل کرده بود

مجید

16

دلیل اینکه ما به مفهوم واقعی طنز در جامعه نداریم شاید به فقرهنگ تفسیر برگردد ک در انجا اجازه داده میشود تفاسیر مختلف برداشت گردد.سداریس ریز بین است حقایقی را میبیند که همه مردم میبینند ولی درک و تجزیه متفاوتی دارد.نقد ازاد موجب ارتقا فرهنگی است

ارحام

12

یک داستان رو خوندم.

 

·          

·         * کتاب فاقد ارزش نمره دان است

·         ن :نمره نداد

·         دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید

 

داستان های تولد-گرداوری شده توسط موراکامی

 

بخش اول درباره نویسنده هاروکی موراکامی

نویسنده برجسته ژاپنی و خالق رمان کافکا در ساحل و مجموعه داستان بعد از زلزله است. داستان‌های او اغلب نهیلیستی و سوررئالیستی و دارای تم تنهایی و ازخودبیگانگی است.

 


بخش دوم دربراه کتاب-داستان های تولد

این کتاب شامل  چندین داستان کوتاه در باره تولد و با محوریت روز تولد میباشد.موراکامی اقدام به جمع اور داستان هایی در این زمینه کرده است. وبه همراه داستانی کوتاه از خود انرا در این مجموعه گرداوری کرده است

فضای داستان ها عمدتا خاکستری است. واتفاقات خیلی خوبی در این روز های تولد برای افراد داستان نمیافتد.عمدتا داستان ها مینمال و بر اساس رئالیسم عریان میباشد که به بیان پوچی روابط انسانها-تنهایی ادمها و ... تاکید بیشتری دارد

 

نام

نمره

نظرات

مجید

ن

نحوه انتخاب داستان ها و اتفاقی که برای مراکامی رخ داد تا به فکر جمع اوری این کتاب بیفته را دوست داشتم.

علی موسی تبار

13

من کلا با داستانهای کوتاه مشکل دارم.شخصیت ها پرداخته نمیشه .چندتا از داستان ها کتاب خوب بود مثل داستان کیک تولد که کیک نمادی از امید بود و کسی نمیخواست امید اش را به دیگری تقسیم کنه وبرای خودش نگه داشت.داستان خود موراکامی هم منو یاد فیلم 20 انداخت.کل داستان ها چون روند یکسانی داشت دافعه ایجاد کرد برا من

نسیم م

 ۱۰

همه داستانهارو خوندم-کل کتاب برام جذاب نبود.داستان لب ابرا دوست داشتم.بیشتر داستانها غم انگیز بود.

حمیدرضا

 ۱۲

خیلی خوشم نیومد.من داستان کوتاه دوست دارم اا این کتاب خیلی از داستان ها شخصیت ها گم بود و گنگ .حس منتقل نمیشد.سبک داستان موراکامی نسبت به بقیه متفاوت بود

ازاده

 ۱۳

سه تا داستان رو خوندم/خیلی جاها داستان رو گم میکردم و شخصیت ها حتی جنسیت اشون گم میشد برام.خیی خوشم نیومد

هانیه

 ن

چون اسم داستان درباره تولد بود با اشتیاق شروع کردم و دنبال اتفاق های قشنگ بودم در کتاب اما خوب فضای کتاب متفاوت از چیزی بود که من فکر میکردم

ساغر

 ۱۳

ادمها برای تولدش اون خیلی دوست ندارند با حس رئال روبرو بشن.

ارشام

 ۱۰

بیشتر داستان های مینی مال سعی اشون براین هست که یک کات کوتاه رو به خواننده نشون بدن .بدون وجود حس قضاوت. یک کات از زندگی که ممکنه شیرین نباشه.و نویسنده یک ناظر کوتاه بر صحنه بوده.بیشتر داستان ها فضای رئال داشت. به جز یک داستان که مترجم اضافه کرده بود به کتاب که به نظرم بیشتر یک پارازیت بود چون با سبک انتخاب داستان ها جور منبود.داستانی از اسلامیرو روس که یمک داستان کوتاه رئالیسم سوسیالیستی بود بیشترتا یک رئالیسم عریان

 

·          

·         * کتاب فاقد ارزش نمره دان است

·         ن :نمره نداد

·         دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید

 

حلقه221-دست نوشته های یک مرده-بولکاگف

 

 

بخش اول درباره نویسنده

            نویسنده و نمایشنامه‌نویس مشهور روسی در نیمهٔ اول قرن بیستم است. مشهورترین اثر او مرشد و مارگاریتا است.(مطالعه زندگینامه کاملا در ژست های قبل در دو کتاب مرشد و مارگاریتا و دل سگ)


بخش دوم نظران و گفتگو ها درباره کتاب

دست نوشته‌های یک مرده را می‌توان شرح دیگری از مرشد و مارگریتا دانست. در این رمان است که ما با فضای زندگی بولگاکف آشنا می‌شویم وشرایط حاکم بر دوران او را لمس می‌کنیم. شرایطی که باعث شد بولگاکف نتواند رمان‌هایش را به چاپ برساند و تا سال‌ها تنها به نوشتن و نوشتن بی هیچ امیدی بپردازد.ولگاکف این رمان را بعد از اعمال سانسور بر نمایشنامه‌اش با عنوان" عبادت نمای زیر یوغ" و درگیری‌هایش با تئاتر آغاز کرد و در طول نوشتن آن جدالی جدی با سرگئویچ استانیسلاوسکی کارگردان مشهور روسی داشت. دست نوشته‌های مرده که به نام "رمان تئاتری" نوشته می‌شد برای مدتی کنار گذاشته شد و بعد از یک وقفه طولانی مجددا کار بر روی آن ادامه پیدا کرد. این رمان منحصر به فرد با طنزی حزن انگیز، و زبانی نیش دار به خفقان حاکم بر فضای فرهنگی و ادبی زمانه خود اشاره دارد و دل مردگی و یاس هنرمندان و نویسندگان را به تصویر می‌کشد. دست نوشته‌های یک مرده پیش از این با نام برف سیاه و به ترجمه احمد پوری در سال هفتاد و توسط نشر قطره به بازار کتاب آمده بود که در مقایسه با ترجمه حاضر از کیفیت بهتری برخوردار است

نام

نمره

نظرات

هانیه

16

انتظارم از کتاب با توجه به خوندن کتاب مرشد و مارگاریتا بالا بود از کتاب .یک داستان معمولی بود.

ساغر

ن

من خیلی از این کتاب خوشم نیومد

مجید

ن

هر کتاب را باید بدون قضاوت خوند. مرشد و مارگاریتا و دل سگ انتظار را بالا برده بود از کتاب.

ارشام

14

کتاب بدی نبود.یک رئالیسم ساده.که فضای این کتاب فشایی متفاوت از مرشد و مارگگاریتا بود. ولی  مفهومی یکسان داشت.

علی

12

خوشم نیومد زیاد

محمد ن

ن

 

 

·          

·         * کتاب فاقد ارزش نمره دان است

·         ن :نمره نداد

·         دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید

حلقه220-فرانی و زویی اثر سالینجر

 

جروم دیوید سالینجر نویسنده معاصر آمریکایی بود. رمان‌های پرطرفدار وی مانند ناطور دشت در نقد جامعهٔ مدرن غرب و خصوصاً آمریکا نوشته شده‌اند.

سالینجر بیشتر با حروف اول نام خود جی. دی. سالینجر معروف است.

ناطور دشت اولین کتاب سلینجر در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای او به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی «راندم هاوس» (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را به عنوان شصت و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی نمود. این کتاب در مناطقی از آمریکا به‌عنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب‌های ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ - منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانه‌های آمریکا» - قرار گرفت.

«فرانی و زویی»، «نه داستان» (در ایران با عنوان «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم» (یکی از داستان‌های آن) ترجمه و منتشر شده) «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار»، «جنگل واژگون»، «نغمه غمگین»، «هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه» و «یادداشت‌های شخصی یک سرباز»از جمله آثار کم‌شمارِِ سالینجر هستند. سالینجر دارای شخصیت پردازی قوی در داستانهای خود است. او به طور خاصی خانواده گلس را که معروفترین شخصیتهای داستانهای او هستند به عرصه کشاند ودر داستانهای متفاوت از افراد این خانواده پرده برداری کرد. خانواده‌ای که دارای هفت بچه و نابغه‌هایی که در یک برنامه رادیویی به طور مداوم حضور دارند و در دوره‌های مختلف جز شرکت کنندگان برنامه بچه باهوش هستند. اما در این خانواده بزگترین برادر مرشد دیگران است واو شخصیتی است با نام سیمور. سیمور ابتدا با اشاره کوچکی در یکی از داستانهای کوتاه با نام" یک روز خوش برای موز ماهی ها" حضور می‌یابد و همانجا پس از گفتگو با دختری کوچک به اتاق خود می‌رود و خودکشی می‌کند. در فرانی و زویی نیز اشاره‌هایی به او می‌شود ولی در کتاب «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار» سالینجر از زبان بادی پسر دوم خانواده شروع به گسترش و بیان سیمور می‌کند. این که شباهتهای زیادی بین سیمور وخود سالینجر و بادی وجود دارد کما بیش در قهرمانهای دیگر سالینجر با خود او مشخص است. به عنوان نمونه شخصیت هولدن در ناتور دشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. جنبه مهم زندگی سالینجر مبهم بودن او برای منتقدان وهواداران اوست به بیان بهتر نوعی دور از دست رس بودن است بهمین دلیل اطلاعات زیادی در مورد زندگی روزمره و عادی او موجود نیست. سلینجر در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ (میلادی) و به مرگ طبیعی در محل زندگی خود در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت.

 

 


بخش دوم درباره کتاب  فرانی وزویی

این کتاب شامل دو داستان کوتاه به نام‌های فرانی و زویی است.

داستان اول، فرنی، شرح ملاقات آخر هفتهٔ فرانی گلس، کوچک‌ترین عضو خانوادهٔ گلس است با دوست پسرش، لین کاتل. فرانی ادبیات می‌خواند و مانند سایر فرزندان خانوادهٔ گلس علاقهٔ خاصی به عرفان شرقی دارد. فرانی در پی خواندن یک کتاب عرفانی، دست به گریبان یک بحران روحی/عرفانی شده است.

داستان دوم، زویی، زمانی را به تصویر می‌کشد که فرانی، از دانشگاه به خانه برگشته و اعضای خانواده‌اش، هر یک به شیوهٔ خود، برای بهبودی فرانی تلاش می‌کنند. زوئی، برادر بزرگتر فرانی، که بازیگری ۲۵ ساله است، در این داستان نقش پررنگ و موثری دارد. سایر اعضای خانوادهٔ گلس نیز در این داستان تا حدود زیادی معرفی و شناخته می‌شوند. سیمور گلس، برادر ارشد خانوادهٔ گلس، که به نوعی پیامبر و قدیس خانواده محسوب می‌شود و چند سال پیش خودکشی کرده است. بادی، فرزند دوم خانواده، که بعد از سیمور نقشی حیاتی در راهبری فرزندان کوچکتر ایفا می‌کند. او در حالتی رهبانی و در گوشه‌ای پرت زندگی و در یک مدرسهٔ عالی دخترانه، تدریس می‌کند. بعد از او هم یک دختر و دوقلوهای پسری قرار دارند که به نسبت سایرین نقش کم‌رنگتری در داستان‌های سالینجر دارند. خانوادهٔ گلس در سایر داستانهای سالینجر نیز حضور دارند؛ گرچه او به دنبال ارائهٔ تصویر کامل از این خانواده نیست.

نام

نمره

نظرات

علی

12

تکه کوچکی از یک داستان را در این کتاب شرح می دهد. شاید باید تمامی کتاب ها سری زندگی و یک خانواده را خوند.

 اول از کتاب خوشم نیومد چون به نظرم شخصیت ها زیادی هستند. نوع مکالمات حرمت لازم به خصوص در رابطه با مادر نبود. نامه سیمور مرا اذیت کرد.

کتابی که توصیف شده بود در مقابل کتب عرفانی ما در حدی نبود که بخواهد شخصیت اصلی داستان را از زندگی عادی خارج کند. برایم تشریح فرهنگ بودیسم در فضای آن زمان آمریکا جالب بود. به نظرم کتاب در کنار کتاب های دیگر این نویسنده کامل می شود.

ساغر

18

توصیفات بسیار جزیی و ملموس کتاب را دوست داشتم. توصیفات در راستای انتقال مفهوم عرفانی کتاب به جا بود. سالینجر به خوبی به پوچ گرایی عصر حاضر پاسخ داده است، و مفاهیم عرفانی را امروزی کرده است.

مجید

14

نویسنده هایی که کتاب های اول موفقی دارند کتاب های بعدی به آن اندازه موفق نمی شوند. ناطور دشت با وجودی که داستان ساده ای دارد کتاب بسیار خوبی است.

کتاب ارتباط  خوبی برقرار نمی کرد ولی قسمت فرانی را دوست داشتم. موردی که وجود دارد در ارتباط با تغییرات فکری دانشجویی معمول است که البته من خیلی متوجه این درگیری نشده ام.

هانیه

14

بعضی از توصیفات کتاب خوب بود ولی اکثر توصیفات زیادی بود و مرا آزار می داد. اول که کتاب را شروع کردم از آن لذت بردم ولی به مرور کتاب برایم کسل کننده شد. مقدمه کتاب در بخش دوم ( زویی ) گفته شده بود.

 اول که نامه سیمور را خواندم برایم خسته کننده بود ولی وقتی به آخر کتاب رسیدم و متوجه شدم نامه اوج کتاب بوده، تصمیم گرفتم یک بار دیگر با دقت نامه را بخونم.

به نظرم کتاب عرفانی نبود. عرفان در قالب این کتاب به خوبی بیان نشده بود.

 

·          

·         * کتاب فاقد ارزش نمره دان است

·         ن :نمره نداد

·         دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید

 

حلقه219-کمدی الهی-دوزخ-دانته الگیری

 

  دانته الگیری شاعر اهل ایتالیا بوده‌است. وی در سیاست زادگاه خود عاملی موثر بود. نوشته‌های دانته در ادبیات ایتالیا و سراسر اروپا موثر افتاده‌است.

دانته در دوران زندگی خود دست به انتشار کتاب‌های متعددی زد که معروف‌ترین آن‌ها «کمدی الهی». «زندگانی نو»، «ضیافت»، «سلطنت»، و «آهنگ‌ها» است. کتاب «کمدی الهی» در سه بخش نگاشته شده‌است: دوزخ، برزخ و بهشت.

 


بخش دوم درباره کتاب  کمدی الهی بخش  اول-دوزخ

کمدی الهی کتابیست اثر دانته شاعر و نویسنده ایتالیایی. این کتاب از زبان اول شخص است و دانته در این کتاب، سفر خیالی خود به دوزخ، برزخ و بهشت را تعریف می‌کند.

در این سفر دانته دو راهنما دارد. در دوزخ و برزخ راهنمای او «ویرژیل»، شاعر ایتالیاییست که چند قرن پیش از دانته زندگی می‌کرده، و در بهشت راهنمای او بئاتریس است که زنی رویاهای او بوده. بئاتریس زنی معمولی بوده که دانته به او عشق می‌ورزیده ولی او را تنها چند بار ملاقات کرده. بئاتریس خیلی جوان از دنیا رفت و می‌گویند دانته همواره در خیابانهای فلورانس به دنبال او می‌گشته.

دانته در این کتاب از مراحل مختلف دوزخ، برزخ و بهشت می‌گذرد و در این مراحل با شخصیتهای مختلف تاریخی برخورد می‌کند، تا عاقبت در آخرین مرحله بهشت به دیدار خدا می‌رسد.

دانته آلیگیری (۱۲۶۵ - ۱۳۲۱)، اثر بزرگ خود«کمدی الهی» را در دل قلب عصر سیاه و خفقان آلود، موسوم به قرون وسطی سرود. هر چه هست، کمدی الهی در زمانی سروده شده‌است که شاعر توانسته محصول اندیشه‌ها و تفکرات و جهان بینی خود را که به پختگی تمام رسیده بود، نظم داده، همه آنها را در ظرف بزرگی به نام کمدی الهی بگنجاند. دانته شناسان زیادی در جهان هستند که هنوز پس از سده‌ها، مطالعات جدی خود را بر کمدی الهی متمرکز می‌کنند.

نام حاضرین در جلسه

نمره به کتاب

نظرات و گفتگو ها

هانیه

ن

کتاب شعر بوده و نثر شدن و ترجمه اون به فارسی از جذابیت اش کم کرده.سبک جدید دانته در شهر این بوده که بیت اول و دوم با بیت میانی اول و سوم هم قافیه است.یکی از عوامل اهمیت این اثر سبک جدیدی دانته است.دوازده هزار بیت به زبان گویش ایالت توسکانا مکه به زبان رسمی ایتالیا تبدیل شد. به عنوان یک داستان نمیشه این کتاب را نگاه کرد و خوند.پی نوشت های بسیار زیاد هست.کتاب به زمانی بیشتر از دوهفته برای خوندن وقت نیاز داره- اول خیلی خوشم اومد در ادامه کتاب خوندنش سخت شد

علی

18

کل داستان در 24 ساعت اتفاق می افتد بعد از خوندن کتاب دوزخ دن براوون که ارجاعت زیادی به این کتاب داشت برام خوندن کمدیالهی جذاب بود.با توجه به علاقه من به اساطیر و دنیای اساطیر باستان وجود الله های مختلف در کتاب برای من کشش زیادی ایجاد میکرد.تاثیر کتاب بر ادبیات ایتالیا بی نظیر بوده

مجید

ن

 

احسان

ن

 

محسن

ن

 

ارشام

ن

کتاب را قبلا خوندهام چند سال پیش و دوبراه 150 صفحه ازش را خوندم. این کتاب از کتاب های تاثیر گذاری هست که خوندن درباره تاثیرات این کتاب شاید از خوندن خود کتاب خیلی جذاب تر باشه.  با خوندن این کتاب  علاقه دارم بیشتر کتاب ارداویراف نامه رو بخونم که تاثیر غیر مستقیم مهمی روی دانته داشته.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·         * کتاب فاقد ارزش نمره دان است

·         ن :نمره نداد

·         دادن نمرات کاملا بر اساس ملاک های شخصی میباشد و نظر خواننده را منعکس مینماید