حلقه 172-جای خالی سلوچ-محمود دولت آبادی
![]()
بخش اول زندگینامه
محمود دولتآبادی نویسنده معاصر ایرانی است. او نویسنده رمان مشهور کلیدر است. محمود دولتآبادی، ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در دولتآباد شهرستان سبزوار به دنیا آمد.
دولتآبادی مشاغل مختلفی را تجربه کرد. کار روی زمین، چوپانی، پادویی کفاشی، صاف کردن میخهای کج و بعد به عنوان وردست پدر و برادر به عنوان دنده پیچ کارگاه تخت گیوه کشی، دوچرخه سازی، سلمانی و.... بعدها تمام مشاغلی که او در دوران نوجوانی و جوانی خود تجربه کرد، در آثارش نمود یافت.
دولتآبادی ابتدا راهی مشهد و آنگاه تهران شد و در این دوران باز هم مشاغل دیگری نظیر حروفچین چاپخانه، سلمانی کشتارگاه، رکلاماتور برنامههای تأتر، سوفلور کنترلچی سینما، ویزیتور روزنامه کیهان و... را بر عهده گرفت.
دولت آبادی به همراه امین فقیری در سال ۱۳۷۶ برنده لوح زرین بیست سال داستان نویسی بر کلیه آثار شد. دولتآبادی، در سال ۱۳۸۲، در نخستین دورهٔ جایزه ادبی یلدا (به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان)، جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی را دریافت کرد.
بخش دوم. جای خالی سلوچ
جای خالی سلوچ .
زندگی یک خانواده روستایی در شرق ایران در سالهای 1340 را بیان میکند.سلوچ مرد خانواده یک روز از روستا خارج شده و بار زندگی بر روی دوش مرگان زن خانواده قرار میگرد.عباس و اوبرا و هاجر فرزندان مرگان هر یک سرنوشتی در داستان خواهند داشت در قسمتی از کتاب آمده است داستان «جای خالی سلوچ» روایت دردمندانه سیر تباه شدگی زندگانی یک خانواده روستایی بی زمین است؛ روایت زندگانی خانمانی که در فاصله دهه ۵۰-۱۳۴۰ نمونههای آن را در گوشه و کنار سرزمین ما ایران به وفور میشد مشاهده کرد. خانوادههایی و مردمانی قربانی شده؛ قربانی پدیدهای تحت عنوان «انقلاب سفید».«جای خالی سلوچ» یکی از مهمترین رمانهای ادبیات داستانی معاصر و جای مهمی در جریانی دارد که به ادبیات اقلیمی معروف است که از شاخصترین نویسندگان آن محمود دولت آبادی است. تسلط به فرهنگ، رفتار و باطن آدمهای روستا خاصه آن موقعیت جغرافیایی که رمانهای دولت آبادی در آن میگذرد،
|
نام حاضرین در جلسه |
نمره به کتاب |
نظرات و گفتگو ها |
|
علی |
19 |
توصیف صحنه ها جالب بود کتاب ایرانی خوبی بود صنعتی شدن خوب بیان شده بود |
|
صبرا |
17 |
کلا خوشم اومد از کتاب .روان بود .یاد خوشه های خشم افتادم.داستان غمناک بود و .روابط قشنگ بود.به اندازه کافی تاثیر گذار نبود |
|
آرشام |
15 |
کاربر کلمات محلی و توصیفات خوبی داشت و در برخی جاها توصیفات و توضیحات اضافه بود.سرعت پیشرفت داستان کند بود.ونکته منفی داستان دخالت مستقیم راوی در بیان احساسات و تصمیم ها بود.در کل کتاب بدی نبود |
|
سعید |
18 |
کلا کتاب ی که نویسنده اش همزبان خواننده باشه بهتر ارتباط میتونه برقرار کند.کتاب شبیه خوشه خشم بود.من فکر میکنم نباید از همه کتاب ها چیزی یاد گرفت.اتفاقات این داستان از جامعه ما خیلی دور نیست |
|
شیرین |
15 |
کتاب راحت خوانده میشد.تمرکز زیادی نیاز نداشت.کتاب حرف تازه زیادی نداشت و جایی برای برداشت خواننده نمیگذاشت |
|
مجید |
* |
وقتی من کتاب فارسی میخونم انتظار دارم حرف تازه داشته باشه نه تکرار مکررات دوست دارم راهکار داشته باشه و نه فقط روایت تکراری به نظرم کتاب همسایه ها و عزاداران بیل حرف های قشنگ تری داشت.کلیشه اذیت میکنه ادم را.هیچ راهکاری نیست و فقط توصیف.اتظار من بیشتر بود |
|
ساغر |
20 |
خیلی خوب بود یکی از بهترین کتاب هایی که خوندم |
|
محمد نجفی |
13 |
|
|
محمد کوچک پور |
ن |
|
|
نعیمه |
۱۷ |
توضیحات و توصیفات کتاب قشنگ بود-درون شخصیتها را آدم میفهمید.خیلی وقت بود کتاب خوب مثل این کتاب نحونده بودم |
|
میانگین نمرات |
۱۶.۶۲ |
|
|
|
|
|
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب