حلقه 174-دسته دلقکها نوشته فردیناند سلین
بخش اول زندگینامه لوئی فردیناند سلین
لویی-فردینان دتوش با نام مستعار «سلین»، نویسندهٔ فرانسوی است. پدرش کارمند بیمه بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کردسلین در بارهٔ خودش کمتر حرف میزد و وقتی هم که در مورد خودش میگفت دروغ بود. یکی از دوستان سلین که در یکی از مصاحبههایش حضور داشته، میگوید که او از اول تا آخر به یک خبرنگار دروغ گفت و بعد از رفتن او نیز از دروغ گفتنش خوشحال شداو در دو جنگ جهانی شرکت کرد و در یکی از آنها هم زخمی شده بود. بنابراین در تمام داستانهایش درست مثل یک پیر دنیا دیدهاست که برای بچهها قصه تعریف میکند. در عین حال نکتهٔ عجیب و منحصر به فرد حکایتهای او این است که هیچچیز دلچسب و معنا داری در داستانهایش نمیتوان پیدا کرد. شخصیتهای داستانش مدام در موقعیتهای پوچ قرار میگیرند و بیشتر آنها را مرگ به عجیبترین شکل ممکن غافلگیر میکندبه زعم بسیاری، سلین یکی از بزرگترین نویسندههای تاریخ رمان است. نگاه او به دنیا بسیار سیاه، بیرحمانه و کالبد شکافانهاست. او با شجاعتی بینظیر پلیدیهای انسان عصر جدید را برملا ساخت و آینهای صادق در برابر او نهاد. همچنین نمیتوان از زبان او یاد نکرد. او نثری بسیار عامیانه داشت و از عباراتی که خود میساخت بسیار استفاده میکرد. او زبان معیار را زبانی زنده نمیدانست. او تمام تابوهای عصر خود را شکست و تأثیری عمیق بر نویسندگان پس از خویش گذاشت
بخش دوم درباره کتاب دسته دلقک ها
برخی معتقدند نثر سلین در این کتاب خیلی عجیب و آشفتهاست و آدمهای این رمان دائما در حال گریزند فردینان که یک مجروح جنگی فرانسوی است فردینان وارد اجتماع جنگ زده آن دوران میشود از زنان روسپی تا زندگی مردم در زمان جنگ را توصیف میکند/دست دلقکها داستان زنهای نان آور خانواده و مردهای حسابی خوشگذران است؛ یعنی داستان زمین خوردهها و مطرودها. همچنین این رمان داستان سیاهی از جنگ است
نظرات وگفتگو ها
|
نام حاضرین در جلسه |
نمره به کتاب |
نظرات و گفتگو ها |
|
آرشام |
8 |
خط داستان سخت پیدا میشد.آشفتگی نویسنده خسته کننده بود |
|
شیرین |
8 |
خوب نبود به نظرم نویسنده سکسکه مغزی داشت |
|
علی |
10 |
خوشم نیومد از کتاب |
|
محسن |
ن |
|
|
ساغر |
15 |
بد نبود .سعی میکنم تمومش کنم حتما |
|
مجید |
7 |
وسط داستان یکدفعه رها میکرد میرفت..... |
|
محمد نجفی |
ن |
|
|
عماد |
ن |
|
|
سعید |
ن |
صحنه ها قشنگ توصیف شده بود به نظرم مخصوصا بحث جنگ |
|
نعیمه |
ن |
|
|
صبرا |
ن |
|
|
احسان |
ن |
|
|
مهدی راستگو |
ن |
|
|
طناز |
ن |
|
|
علی خراطی |
ن |
|
|
حسین |
ن |
|
در حاشیه جلسه / چهارمین سالگرد حلقه کتابخوانی

دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب