بخش اول زندگینامه فاکنر

در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیو آلبانی میسی‌سیپی به دنیا آمد. در ۱۹۰۲ خانواده‌اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی میسی‌سیپی، نقل مکان کرد. به دلیل وزن کم و قد کوتاه در ارتش ایالات متحده پذیرفته نشد ولی به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری در یگان پرواز سلطنتی در تورنتوی کانادا نام نویسی کرد و در ۲ دسامبر ۱۹۱۸ به عنوان افتخاری ستوان دومی نایل شد. فاکنر وارد دانشگاه می سی‌سی پی شد و در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه انصراف داد و در ۱۹۲۵ همراه با دوستش با یک کشتی باربری به ایتالیا رفت و از آنجا پای پیاده رهسپار آلمان و فرانسه شد. در ژوئن ۱۹۲۹ با استل اولدم ازدواج کرد. سفرهایی به هالیوود و نیویورک داشت و درین فاصله چندینفیلمنامه و نمایشنامه نوشت. مطالعات در مورد فاکنر در ۱۹۴۶ به صورت جدی توسط ملکم کاوی آغاز شد. در ۱۹۴۹ جایزه نوبل ادبیات به او داده شد و خطابهٔ مشهور خود را در آنجا خواند. بعداً نیز جایزه پولیتزر را برای کتاب شهر در سال ۱۹۵۷دریافت نمود. او در ۶ ژوئیه ۱۹۶۲، سه هفته بعد از آنکه از اسب افتاد، بر اثر سکته قلبی در آکسفوردمیسی‌سیپی در گذشت


بخش دوم درباره کتاب برخیز ای موسیعنوان کتاب برخیز ای موسی ماخوذ از یکی از سرودهای مذهبی سیاه‌پوستان با همین نام است. درون‌مایه این سرود نمایانگر آرزوهای رویاگونه سیاه‌پوستان برای حضور منجی است که به قدرت بازوی او ظلم و ستم‌های وارد بر سیاه‌پوستان از میان برداشته شود. این کتاب شامل هفت داستان به نام‌های: بود، آتش و اجاق، دلقک داغدار، پیران قوم، خرس، پاییز دلتا و برخیز ای موسی می‌باشد. وجود پیوستگی مضمونی و شخصیتی در بین داستان‌های این کتاب، آن را از حالت مجموعهٔ داستان‌های کوتاه بیرون آورده و به آن حالتی رمان گونه بخشیده‌است. شخصیت محوری داستان‌های این کتاب اسحاق مکازلین است که فاکنر از زبان او به بیان آنچه که می‌خواهد در باب سیاهپوستان و نژادپرستی بگوید می‌پردازد. اسحاق مکازلین نقل، به مضمون کتاب پدر هیچکس و عموی همگاننامیده می‌شود. عمو اسو چه آن هنگام که کودکی ده ساله‌است و چه آن هنگام که پیرمردی هشتاد ساله، در باب جهان پیرامون خویش می‌اندیشد و سعی می‌کند تصمیماتش را برای پیشبرد زندگی بر اساس آنچه خود درست می‌پندارد اتخاذ کند نه بر اساس آنچه تا کنون بوده و از این به بعد هم باید باشد. حق مالکیت زمین، حق برده‌داری و حقوقی از این قبیل که در نظر سرمایه‌داران آن روز آمریکا عادی تلقی می‌شد در ذهن اسحاق جنبه سوال پیدا می‌کند و باعث می‌شود که اسحاق ارث جد بزرگش کاروترز مکازلین را حق خود نداند. مجموع این رویدادها برخیز ای موسی را روحانی‌ترین و مذهبی‌ترین کتاب فاکنر معرفی می‌کند. .

 

نام حاضرین در جلسه

نمره به کتاب

نظرات و گفتگو ها

علی حسینی

17

با کتاب حال کردم.آدم خودش را در خانواده احساس میکرد.متن یک خورده سخت بود و لی قابل فهم بود.

عماد

ن

داستان های اول رو که خوندم دیگه نتونستم ادامه بدم کتاب منو جذب نکرد

احسان

ن

 

علی خراطی

ن

 

ساغر

17

داستان پردازی خوبی بود فلش بک های خوبی داشت.به نظرم کتاب خوبی بود من داستان های پیچیده رو دوست دارم.نکته جالب این بود که داستان ها همه به هم مربوط میشد و هرکدام هم به تنهایی یک داستان بود و open end بود

شیرین

14

به نظرم این کتاب را با ذهن خسته نمی شد خوند.یک جوری تاریخ تقابل چند نسل بود

راحله

ن

 

مجید

ن

 

ارشام

10

همونطور که مجید زنگینامه را خوند و راجع به دو نویسنده هم دوره یعنی همینگوی وفالکنر صحبت شد.وبین این دو من همینگوی رو ترجیح میدم.نوشتن متن ساده وقابل فهم برای عموم شاید رمز ماندگار تر بودن اثار نویسندگان باشه.

 

 

 

میانگین

14