جلسه ۸۱-پنج شنبه ۲۸ مرداد ۸۹

زندگینامه جک لندن

جک لندن (۱۸۷۶-۱۹۱۶) نویسنده سوسیالیست آمریکایی بود. آثار او مانند آوای وحش و گرگ دریا با استقبال خوانندگان روبرو شد. او از نخستین نویسندگان آمریکا بود که از راه نوشتن به ثروت زیادی دست یافت.

جک لندن در خانواده تنگدستی در سان فرانسیسکو بدنیا آمد و در اوکلند بزرگ شد. او با اینکه توانست در دانشگاه پذیرفته شود، تحصیلات رسمی چندانی نداشت و هرچه آموخت، خود آموخت و بسیاری از آثار ادبی را در کتابخانه عمومی اوکلند خواند.

در ۱۸۸۹ در کارخانه کنسروسازی کاری سخت و سنگین پیدا کرد. بعد با پولی که از نامادریش وام گرفت قایقی خرید و به دزدی صدف پرداخت. در ۱۸۹۳ به عنوان کارگر با یک کشتی شکار شیر دریایی به ژاپن رفت. بازگشت او با بحران اقتصادی سال ۱۸۹۳ و مبارزات کارگری همزمان شد.

مدتی بی‌کار و ولگرد بود و در شهر بافلو به زندان افتاد. بعد به اوکلند بازگشت و دبیرستان را تمام کرد. خیلی دوست داشت که به دانشگاه کالیفرنیا برود و پس از سه ماه کوشش فشرده در تابستان ۱۸۸ در آنجا پذیرفته شد. اما به دلیل بی‌پولی ناچار پس از یک سال دانشگاه را رها کرد.

در ۱۸۹۷ با کشتی و همراه با دیگر جویندگان طلای کلوندایک به شهر داوسون در یوکان رفت. در آنجا بیمار شد و پزشکی او را درمان کرد. داستان کوتاه برپا کردن آتش یادگار این دوره از زندگی او است.

پس از بازگشت به اوکلند بیش از پیش به تبلیغ سوسیالیسم و نیز نوشتن پرداخت. او سعی داشت که با نوشتن و فروش آثارش (به گفته خودش با فروش مغزش) از بی‌پولی و اجبار به کار بدنی رها شود. همزمانی این تصمیم او با گسترش مجله‌های عامه‌پسند ارزان که به‌دنبال داستان‌های کوتاه بودند باعث شد که او بتواند از راه نویسندگی پول در آورد. به‌زودی نویسنده‌ای موفق شد و در سال ۱۹۰۰ درآمد او از نویسندگی به ۲۵٬۰۰۰ دلار رسید.

جک لندن دو بار ازدواج کرد. در ۱۹۱۰ ملکی یه وسعت جهار کیلومتر مربع را در شهرستان سونوما در کالیفرنیا خرید و سعی در کشاورزی با روش‌هایی ابتکاری و ویژه خود کرد ولی موفقیتی نداشت. این ملک اکنون با نام پارک تاریخی جک لندن به دست دولت آمریکا اداره می‌شود.

جک لندن در ۱۹۱۶ از نارسایی کلیه درگذشت، اگر چه برخی روایات مرگ او را ناشی از الکلیسم یا حتی خودکشی می‌دانند. بر گور او در پارک تاریخی جک لندن در سونوما صخره‌ای خزه گرفته گذاشته‌اند.

میدان بزرگی در شهر اوکلند بنام او هست و کلبه‌ای چوبی که او هنگام جستجوی طلا در یوکان در آن می‌زیست در گوشه‌ای از میدان قرار دارد.


خلاصه داستان مارتین ایدن به قلم محمد سعيد مرواريد

مارتين ایدین داستانی از زندگی ملوانی است از قشر فرودست جامعه. جوانی که از یازده سالگی خودش به دنبال نان بوده است و درس را فراموش کرده ،به زندگی کارگری خو گرفته و بعدها که ملوان شده پست تر از آن را تجربه کرده است. زندگی ملوانان، نوعی از زندگی بی قید و بند هر بار به دریا رفته وبا پولی بازگشته است و چند ماه در خشکی با زن و شراب زندگی ولنگارانه خود را سپری کرده است و بازهم سفری دیگر وقتی که پول های اش تمام می شد.

دراین میان اما علاقه ای به خواندن کتاب و شعر دارد و هر کتابی دستش می آید می خواند بدون هدف .اتفاق او را با خانواده بورژوا آشنا می کند و دختر دردانه شان روت . مارتین دل در گرو عشق روت می گذارد و با تمام توان تلاش می کند که طبقه اش را در زندگی عوض کند جهشی از قشر پرولتاریا به بورژوا به همت عشق و در این تلاش معلم اش روت می شود.

سفالگری که تربیت روح مارتین جوان را بر عهده می گیرد و کمکش می کند تا وارد طبقه بورژوا شود، درآمدی داشته باشد تا بتواند روت را خوشبخت کند، اما روح سرکش مارتین را نویسندگی آرام می کند و نویسندگی برای او هرگز نان می شود.

داستان زندگی مارتین ادامه دارد مدتی باید کار کند و مدتی بخواند و بنویسد یه دریا باز می گردد ،رخت شور می شود و به فروش داستانهایش ادامه می دهد، بخت اما با او یار نیست.

در تلاش شبانه روزی اش با آنارشیستی با نام برسیدن آشنا می شود و این بار زندگیش وارد فاز دیگری می شود عقایدش تغییر می کند و هدفش نیز. برسیدن به او نصیحت می کند به دریا بازگردد و هرگز طبقه بورژوای پست را برای زندگی انتخاب نکند و حتی بدانجا می رسد که جدایی با روت را از او طلب می کند توصیه می کند که زنی بزرگ و بی قید را برگزیند که به زندگی لبخند می زند مرگ را به سخره می گیرد و تا جایی که از دستش برآید به عاشقش عشق می ورزد. چنین رنانی وجود دارند و تو را  به اندازۀ هر یک از این دست پروردگان بزدل بورژواری خواهند پرسید. ص 348

برسیدن او را با گروهی آشنا می کند که بی قید و بندی را به لذت بورژوا بودن فروخته اند گروهی عجیب دیگر. مارتین مارتین سابق نیست همچنان عاشق روت است اما منزجر از هر آن چه(( بندهای بورژواری)) می خوانند نفرت دارد(( از انسانهایی که دانش شان را به گور سپرده اند)) و(( بدون خواندن یک نقد یا اصل مطلب به صرف بودن از طبقۀ بالاتر خود را محق نظر دادن می دانند)) و دراین گیرودار صحبتش در یک جمع سوسیالیستی دردسر ساز می شود و برای مدتی روت را از دست می دهد در همان روزها برسیدن هم می میرد و او تنها می ماند اما بخت به او رو می کند و کتابهایش فروش می روند و فروش هرروز بیشتر می شود و ثروتش بیشتر ومارتین منزجر از بورژوای خود را در طبقه جدید می بیند دست از نوشتن برمی دارد زیرا با سوال مهمتری روبروشده است و باید پاسخش را بیابد و این که انسان هایی که امروزاو را از خود می دانند در سالهای فقر و بدبختی اش کجا بودند و ادامه داستان جنگ او با این سوال است.

ایدین اثر ماندگار جک لندن است شاید خود نوشتی از زندگیش باسراسر  بحث پیرامون زنده بودن. جک لندن اثرش را خواسته یا ناخواسته تقدیم به تمام کارگران می کند که تنها کسانی انند که بودن برایشان معنای متفاوت از منفعت دارد و زندگی لذت بخش را در سختی می گذرانند و هر چند که شاید هرگز شامپاین  ننوشتند اما به خوردن آبجویی ترش لذتی از روی صداقت می برند.



اسامی اعضاء حاضرین
مجید 19
محمد 16
سعید 19
علی 16
آرشام 18
محسن 18
میانگین  18