
بخش اول زندگینامه مصطفی مستور زاده: ۱۳۴۳ در اهواز. داستاننویس، پژوهشگر و مترجم ایرانی. مصطفی مستور در ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۶۷ در رشته مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی اصفهان فارغالتحصیل
شد و دوره کارشناسی ارشد را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شهید چمران
اهواز گذراند. وی هم اکنون ساکن اهواز میباشد. مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان "دو چشمخانه
خیس" در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند.
وی نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان "عشق روی پیادهرو"
شامل ۱۲ داستان کوتاه به چاپ رساند. کارهای داستانی :
§ روی ماه خداوند را ببوس.
§ چند روایت معتبر(مجموعه داستان).
§ استخوان خوک و دستهای جذامی .
§ حکایت عشقی بیقاف، بیشین، بینقطه .
§ عشق روی پیادهرو.
§ من دانای کل هستم .
§ من گنجشک نیستم .
§ تهران در بعد از ظهر .
§ سه گزارش کوتاه دربارۀ نوید و نگار .
منبع : ویکی پدیا زندگی بهعنوان یك نویسنده بههرحال بخشی از آن
شهرت و محبـــــوبیت است اما این محبوبیت با محبوبیت یك بازیگر یا ورزشكار یا
خواننده تفاوت دارد. خوانندگان، نویسنده محبوبشان را به این خاطر دوست ندارند كه
چهرهاش مثل بازیگر سینما جذاب است یا صدایش مثل خواننده زیباست یا قدرت جسمانی
خوبی دارد. وقتی خوانندهای نویسندهای را دوست دارد فكر میكنم درست یا
نادرست، شیفته اندیشه و روح او شده است. در واقع نوعی ربط روحی میان
نویسنده و خواننده شكل میگیرد؛ ربطی دو سویه.
شاید به همین خاطر است كه وقتی با خوانندگانم
مواجه میشوم و با آنها حرف میزنم احساس میكنم سالهاست آنها را میشناسم و آنها هم سالهاست كه
مرا میشناسند بدون آنكه همدیگر دیده باشیم. همین احساس قرابت است كه باعث میشود آنها مرا در رنجهایشان، عشقهایشان و
ناكامیهاشان سهیم كنند. این سهیمشدن باعث میشود تا مدام در اندوه دیگران سهیم شوی. اما بخش خوشایند آن
این است كه تو فكر میكنی، دوستان خیلیخیلی زیادی داری، حس میكنی كه در بسیاری از انسانها تكثیر شدهای و
این همه به كمك ادبیات بوده است. اینكه به هر شهر بروی كسانی باشند كه برای اولینبار آنها را میبینی اما بهشكل غریبی آنها تو را
میشناسند یا تو آنها را میشناسی و آنچنان كه خودشان میگویند، شخصیتهای داستانهایت هستند،
هیجان انگیز است. منبع : tehrooz.com Normal 0 false
بخش دوم خلاصه داستان نوشته شده توسط هانیه
يونس دانشجوي دکتراي رشته پژوهشگري اجتماعي است
که تمام هم و غم اش تکميل پايان نامه اي ست که تنها سه ماه زمان دارد تا آن را به
اتمام برساند. موضوع پايان نامه او بررسي علت خود کشي دکتر محسن پارسا استاد سی و
چهار ساله دانشگاه است با استعدادي فوق العاده و نبوغي عالي در تحليل رياضي.
يونس که دل در گرو عشق سايه سپرده است می داند
ازدواجش با سايه منوط به دفاع او از تز دکترا و اتمام تحصيل است او بايد هر طور
شده کار را تمام کند تا پدر سايه اجازه ازدواج آن دو را صادر کند. اما از آنجا که
يونس به تازگي دچار شک و ترديد هايي در مورد حضور خداوند در زندگي شده است ما بين
آن دو اختلافاتي رخ داده است، سايه که دختري مذهبي است وجود خداوند را نقطه موثري
در رابطه زناشویی اش مي داند براي او عشق يونس بدون خدا عشقي قابل اتکا نيست و
معتقد است اگر قرار باشد يونس در ترديد هاي خود باقي بماند اين رابطه راه به جايي
نخواهد برد. از طرفي دامنه اين ترديد ها در جنبه هاي مختلفي از زندگي يونس گسترده
شده است و در بسياري از مسائل او را درگير خود مي کند در ارتباط با دوستانش، در
ارتباط با اطرافيان و شاگردان دکتر پارسا و مهمتر از همه در ارتباط با سايه. سايه
براي حل موضوع ناگزيربه کمک دوست يونس،علي رضا، متوسل مي شود زيرا به گمانش
او با حرفها يش و با اعتباري که در نزد يونس دارد مي تواند يونس را از اين سردرگمي
بيرون بکشد.يونس که مدام در فضايي ما بين شک و يقين دست و پا مي زند خود را در همه
امور روزمره در گير اين موضوع مي بيند و مدام در ذهن خود سوالهايي مطرح مي کند که
به نظر مي رسد در نهايت براي آنها جوابي قطعي نمي يابد...
نمرات
ردیف
نام
نمره
1
مجید
*
2
علي
3
3
نعیمه
10
4
سعید
11
5
راحله
8
6
هدی
8
7
احسان
ن
8
عماد
8
9
ساغر
6
10
آذین
7
11
هانیه
6
12
آرشام
10
13
صبرا
10
میهمانان
14
محسن
ن
15
شهرزاد
6
16
مهسا
5
میـــانگین
5/7
ن: در حلقه حضور داشتند ولی نمرهای
به کتاب ندادند.
*
: کتاب فاقد
ارزش نمره است.(در میانگین نمرات لحاظ نمیشود)