بابا گوريد انوره دوبالزاك
زندگينامه نويسنده:انوره دوبالزاك
اْنوره دو بالزاک متولد ۱۷۹۹ درگذشته ۱۸۵۰- پیشوای مکتب رئالیسم اجتماعی در ادبیات د.
بالزاک در خانوادهای میانه حال در شهر تور، فرانسه به دنیا آمد. در ۱۸۱۹ در رشته حقوق مدرک گرفت، اما به رغم خواست خانواده بر آن شد تا به ادبیات بپردازد.
در ابتدای راه تحت تاثیر والتر اسکات شروع به نوشتن رمانهای تاریخی کرد. رمانهایی که خود بعدها از آنها به عنوان « مزخرفات ادبی » یاد کرد. در این دوران سخت با زنی به نام لور دو برنی آشنا شد. این زن که بیش از بیست سال از او بزرگتر بود، در زندگی بالزاک نقش مادر و نیز معشوقه را ایفا کرد. وی از بالزاک حمایتهای مادی و معنوی فراوان کرد و محبتی که بالزاک در دوارن کودکی از آن محروم بود برای وی به همراه آورد.
اولین اثر قابل توجه بالزاک روانشناسی ازدواج در سال ۱۸۲۹ انتشار یافت. پس از نوشتن چند رمان عامه پسند و فکاهی و تلاش برای کسب درآمد از عرصه چاپ و نشر که به بدهی سنگینی برای او انجامید، انتشار رمان چرم ساغری در سال ۱۸۳۱ شهرت بیشتری را برای او به ارمغان آورد.
بالزاک پس از آن بیشتر شبانه روز را به نوشتن میپرداخت و با توجه به اقبالی که آثار او به خود جلب کرده بود و خوش پوشی و خوش گفتاری اش میهمان خوش آمد سالنهای پاریس از جمله سالن دوشس دابرانتس بود. رمان زنان رهاشده به این زن تقدیم شده است.
بالزاک در طول زندگی خود با زنان متعددی رابطه عاشقانه برقرار کرد. نقریبا همه این زنان الهام بخش شخصیتهای مونث رمانهای بالزاک هستند. وی از رابطه اش با مری دو فرنه صاحب دختری به نام مری کارولین شد و از میان زنانی که دلبسته شان شد، با کنتس هانسکا همسر اشرافزادهای لهستانی که املاک وسیعی در روسیه داشت، رابطه افلاطونی و مکاتبه ای ۱۷ ساله ای برقرار کرد. این نامه ها تحت عنوان نامه به بیگانه انتشار یافته است. هر چند که کنتس هانسکا پس از مرگ شوهرش در ۱۸۴۱ از ازدواج با او سرباز زد، اما در ۱۸۵۰ زمانی که بالزاک سخت بیمار بود به ازدواج با او رضایت داد. چند ماه بعد بالزاک در پاریس درگذشت و در قبرستان پرلاشز به خاک سپرده شد
بابا گوريو.(1835).Le Père Goriot
خلاصه اي از داستان به قلم آرشام صفي پوريان
داستان در پاریس بورژوایی قرن نوزدهم رخ میدهد اوژن دانشجو جواني فقيروشهرستاني با خون اشرافي كه در مهمان خانه اي در پاريس در كنار افراد ديگري در همسايگي خود زندگي ميكند.يكي از همسايه ها مرد سالمندي است ، او را بابا گوريو صدا ميزنند و افراد مهمانخانه از دست انداختن او لذت ميبرند . اوژن در تلاش براي رسيدن به ثروت و مقام راه را در شركت جستن در مهماني هاي اشرافي وآشنا شدن با زنان اين دسته ميابد و به كمك دختر عموي اشرافي خود به اين محافل راه ميابد.وي متوجه ميشود كه دختر هاي گوريو نيز جز اين دسته زنان هستند دلفين دختر كوچك زن يك بانكدار واناستازيا دختر بزرگتر زن يك بارون است. وي براي رسيدن به هدف خود با دلفين طرفي عاشقانه ميبندد وي عمق فساد وظاهرسازي در اين نوع زندگي را ميبيند. او حالا بهتر پيرمرد را ميشناسد بابا گوريو مرد ثروتمندي بوده است كه به خاطر دخترانش چه فداكاري ها كرده و ميكند تمام دارايي خود را براي شاد بودن آنها خرج ميكند.حتي از مستمري كم خود ميگذرد تا دخترانش با لباس هاي مجلل در مهماني ها ظاهر شوند و..... ولي دريغ از توجه كافي فرزندانش به وي او در عطش نوازش دخترانش است حتي در بستر مرگ نگران اين است كه دخترانش خوش باشند .تلاش اوژن براي حاضر كردن دختران گوريو قبل از مرگ وي بي نتيجه مي ماند وگوريو در حالي كه دست در موهاي جوان دارد به خيال اينكه موهاي دخترانش را در دست دارد جان ميدهد.اوژن به خرج خود وي را دفن ميكند در حاليكه وعده قرار همان شب خود را با معشوقه اش كه دختر گوريو است فراموش نكرده است. بابا گوریو، داستان تلاقی سرنوشت انسانهای گوناگون است که در قالب شخصیتهای مثبت و منفی عناصر سازنده داستان را تشکیل میدهند سبك نگارش خاص بالزاك ونداشتن فصل بندي خاص از جذابيت هاي اين رمان با سبك رئاليست اجتماعي است.
نمره اعضا به تفكيك وميانگين به كتاب باباگوريو
| اعضاء | نمره |
| مجید | 15 |
| محمد | 17 |
| سعید | 19.5 |
| علی | 17 |
| آرشام | 18 |
| محسن | 17 |
| میانگین | 17.25 |

دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب