حلقه 146-مترجم درد ها جومپا لاهیری

جومپا لاهیری (Jhumpa Lahiri) زادهٔ ۱۱ ژوئیه ۱۹۶۷ در لندن با نام نیلانجانا سودشنا نویسنده آمریکایی هندیتبار است. لاهیری با نخستین اثرش، مجموعه داستان مترجم دردها (۱۹۹۹)، برنده جایزه ادبی پولیتزر در سال ۲۰۰۰ شد. همچنین نخستین رمان او به نام همنام (۲۰۰۳) در ساخت فیلمی به همین نام در سال ۲۰۰۷ مورد اقتباس قرار گرفت .
پدر و مادر لاهیری از مهاجران هندی (بنگالی) بودند. او در لندن به دنیا آمد و در رود آیلند آمریکا بزرگ شد. لاهیری به کالج برنارد رفت و مدرک لیسانس در رشته ادبیات انگلیسی را در سال ۱۹۸۹ دریافت کرد. پس از آن به دانشگاه بوستون رفت و سه مدرک فوقلیسانس در رشتههای زبان انگلیسی، نگارش خلاقانه و ادبیات تطبیقی و نیز مدرک دکترا در رشته مطالعات رنسانس را از این دانشگاه دریافت کرد. لاهیری در سال ۲۰۰۱ ازدواج کرد و هماکنون با شوهر و دو فرزندش در بروکلین زندگی میکند.
درباره کتاب
مجموعه داستان "مترجم دردها" با اینکه اولین کتاب جومپا لاهیری، نویسنده هندی است؛ اما در مدتی کوتاه پس از انتشار برندهی جایزهی بهترین کتاب اول نیویورکر، جایزه پن_همینگوی، جایزهی کتاب برگزیدهی پابلیشرز ویکلی، جایزهی ادیسن مت کاف از آکادمی هنر و ادبیات آمریکا، جایزهی کتاب برگزیدهی نیویورک تایمز، جایزه اْ هنری، نامزد جایزهی لوسآنجلس تایمز و برندهی جایزه پولیتزر ادبی سال 2000 شده است. اتفاقی که به ندرت برای یک مجموعه داستان کوتاه ـــ که از قضا به فرهنگ و آداب مردمان شرق میپردازد ـــ میافتد.
اولین داستان با عنوان "موضوع موقت" درباره شبا و شوکمار، یک زوج هندی ساکن بوستون است که بعد از مرده به دنیا آمدن اولین فرزندشان، شبا تمام شور و شوق قبلیاش برای زندگی را از دست داده است.
داستان دوم "وقتی آقای پیرزاده برای شام میآمد" نام دارد و در زمان جنگ هند و پاکستان و از زبان لیلیا، دختر کوچک یک زوج هندی ــ که آن دو هم ساکن آمریکا هستند ــ روایت میشود. نگرانیهای پیرزاده، دوست خانوادگی این زوج که مدتها از خانوادهاش در داکا دور مانده، محور اصلی داستان است.
داستان سوم که "مترجم دردها" نام دارد، دربارهی یک راننده تاکسی هندی است که به زبان انگلیسی احاطه دارد و دلدادهی زنی شده است که به همراه شوهرش که برای بازدید معبدی باستانی سوار تاکسی او شدهاند.
داستان بعدی با نام "دربان واقعی" قصهی بوریما، پیرزنی است که در کلکته در یک ساختمان چهار طبقه نظافت و دربانی میکند.
"جذاب" داستان دختری به اسم میرانداست که با مردی بنگالی دوست میشود و زمانی که همسر مرد به سفر رفته روابطش را با او ادامه میدهد.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
|
ردیف |
نام |
نمره |
|
1 |
مجید |
17 |
|
2 |
علي حسینی |
14 |
|
3 |
مهدی |
15 |
|
4 |
آرشام |
ن |
|
5 |
ساغر |
16 |
|
میـــانگین |
15.5 |
|
ن: در حلقه حضور داشتند ولی نمرهای به کتاب ندادند.
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب