بخش اول زندگینامه



نویسنده، مجسمه‌ساز و نقاش آلمانی است. او عضو برجسته گروه ۴۷ و از نویسندگان بزرگ و معروف آلمان است جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۹

او سال ۱۹۲۷ در گدانسک (به آلمانی: دانتسیگ) لهستان، از پدری پروتستان و مادری کاتولیک، زاده شد.
گراس تحت تأثیر تربیت کاتولیکی مادر، به خدمت در کلیسا مشغول شد و با نوجوانان خادم در اجرای مراسم نمازگذاری شرکت می کرد.
در پانزده ‌سالگی برای گریز از محیط تنگ و فقیرانه خانوادگی، خدمت در ارتش هیتلری را با رغبت پذیرفت و در هفده‌ سالگی به لشکر دهم توپخانه اس‌اس - فروندبرگ فرا خوانده شد.

گونتر گراس پس از مجروح شدن در تاریخ ۲۰ آوریل ۱۹۴۵ (میلادی)، در تاریخ ۸ مه ۱۹۴۵ (میلادی) در مارین‌باد دستگیر و به‌ اسارت نیروهای آمریکائی درآمد و تا ۲۴ آوریل ۱۹۴۶ (میلادی) در بازداشتگاه بود.
گراس در بازجوئی‌های مقدماتی افسران آمریکائی، به ‌عضویت خود در شاخه مسلح حزب نازی موسوم به اس‌اس اعتراف کرد، ولی تا سال ۲۰۰۶ افکار عمومی را از آن آگاه نکرد.
او سال ۱۹۴۷/۱۹۴۸ در دوسلدورف یک ‌دوره کارآموزی را در کارگاه سنگ‌تراشی به ‌پایان ‌رساند و سپس در آکادمی هنر دوسلدورف تا پایان سال ۱۹۵۲ به تحصیل در رشته پیکرتراشی و قلم‌سیاه پرداخت.
سال‌های ۱۹۵۳/۱۹۵۶ در دانشکده هنرهای تجسمی در برلین ادامه تحصیل داد. پس از اتمام تحصیلات به ‌پاریس رفت و تا سال ۱۹۵۹ در آن‌جا اقامت کرد.

سال ۱۹۶۰ مجددأ به برلین بازگشت و تا سال ۱۹۷۲ آنجا سکونت کرد.
گونتر گراس سال‌های ۱۹۷۲/۱۹۸۷ در یکی از شهرهای کوچک استان شلزویگ هولشتاین زندگی کرد. او سال ۱۹۵۴ با یک دانشجوی سوئیسی ازدواج کرد که این پیوندِ زناشوئی تا سال ۱۹۷۸ دوام داشت و ثمره آن پنج فرزند بود.
گراس سال ۱۹۷۹ مجددأ ازدواج و به ‌اتفاق همسرش راهی هندوستان شد و برای شش ‌ماه در کلکته زندگی کرد.

اما مشهورترین رمان او طبل حلبی است که نمونه برجسته سبک رئالیسم جادوئی در اروپا به‌ شمار می‌آید. این رمان سال ۱۹۵۹ چاپ و باعث شهرت گراس شد.
رمان مشهور دیگر او «سال‌های سگی» نام دارد که سال ۱۹۶۳ منتشر شد و به ‌تلفیق واقعیت با تخیل مشهور است. او سال ۱۹۸۶ پس از سال‌ها سکوت، رمان «ماده موش» را منتشر کرد


بخش دوم خلاصه داستان ونمرات

طبل حلبی

            شخصیت اصلی این رمان پسری است که تصمیم می‌گیرد از سن سه سالگی بزرگ‌تر نشود. بنابراین در همان قد و قوارهٔ کودکی باقی می‌ماند. اما از نظر فکری رشد می‌کند. افراد دور و بر این پسر او را کودک می‌انگارند. در حالی که او همه چیز را می بیند و درک می‌کند و هر جا که بتواند از توانایی‌های خاص خودش برای تفریح یا تغییر شرایط استفاده می‌کند.

در این رمان وقایعی مربوط به دوران هیتلر آمده است که این کودک نیز شاهد آنها است و نقشی در آنها ایفا می‌کند. شرایط این کودک که به صورتی ناقص‌الخلقه باعث آزار دیگران می‌شود یا با استفاده از احساسات دیگران از آنها سوءاستفاده می‌نماید، به نوعی نشانگر شرایط زمانی جامعهٔ آن دوران آلمان است;}

 

نام حاضرین در جلسه

نمره به کتاب

نظرات و گفتگو ها

سعید

17

از خوندن این کتاب پشیمون نیستم.یک حس تنفر توی کتاب وجود داشت بعضی وقت ها بدجوری اعصابم را خورد میکرد ولی خیلی کتاب متفاوتی بود مسخره کردن مسایل جدی توی این کتاب نکته خیلی جالبی بود.50 صفحح آخرر اوج کتاب بود و اتمام کتاب طوفانی بود

آرشام

ن

 

مجید

ن

 

ساغر

ن

 

محمد علی

19

با وجود حجم زیاد خیلی راحت خونده میشد.یک اثر رئالیسم جادویی خوب بود.جریان کتاب خیلی جالب بود قهرمان داستان یک قهرمان متفاوت بود. با مسایل جدی خیلی بازی جالبی میکرد و به طرزی کامل به سخره میگرفت که نکته مهم کتاب بود

احسان

ن

 

نعیمه

ن

 

عماد

ن

 

محمد

ن

 

عظیمه

ن

 

علی

13

نثر کتاب جالب بود.بعضی بخش های داستان نوآوری زیادی داشت.به نظرم این کتاب بر خلاف یک کتاب دیگه که خونده بودیم سانسور نداشت و اینم برای من جالب بود

 

 

 

میانگین

16

 

 

 

 

.