حلقه 161-همه چیز فرو می پاشد-آچه به
بخش اول زندگینامه
![]()
چینوا آچیه نویسنده و شاعر نیجریه ای تبار است. وی یکی از معتبرترین نویسندگان قاره آفریقا ست.
چینوا آچیه روز شانزدهم نوامبر ۱۹۳۰ در اگیدی، در یکی از شهرهای گوچک ایگبو زبان شرق نیجریه به دنیا آمد. وی پنجمین فرزند از شش فرزند ژانت و ایسایا اکافر آچیهاست، که معلم جامعه کلیسای مسیونرها بود. والدینش نام آلبرت را از روی نام پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکوتوریا، روی پسر خود گذاشتند، اما نویسنده هنگام تحصیل در دانشگاه، اسم انگلیسی خود را کنار گذاشت و به جای آن اسم آفریقایی چینوا را انتخاب کرد که کوتاه شده چی نو الو مگو است، به معنی «ای روح من به یاری ام بشتاب». آچیه در همان زادگاه خود به مدرسه کلیسا رفت که زبان آموزشی آن انگلیسی بود. آچیه کتابهای پدرش که کتابهای درسی مقدماتی و مذهبی بود را میخواند و در کنارش به قصههای محلی که مادر و خواهرش تعریف میکردند با شور شوق گوش میداد. پس از پایان دوره مدرسه اگیدی به دبیرستانهای آبرومند اوموآهیا رفت واز همان آغاز مشتری پر و پا قرص کتابخانه پر مدرسه شد. آچیه، در سال ۱۹۴۸ دبیرستان را تمام کرد و با استفاده از بورس تحصیلی در یونی ور سیتی کالج شهر ایبدان نام نوشت. بورس تحصلیی وی برای رشته پزشکی بود اما بعد از یک سال تغییر رشته داد و به دانشگاه علوم انسانی رفت. از طریق متنهای ادبی دانشگاه به روشنی دریافت استعمارگران انگلیسی و نویسندگانش چه تصویر مخدوشی از فرهنگ آفریقا ارائه دادهاند. تصویر ارائه شده تصویر مردمی است وحشی و خشن با غریرههای پرشو و شهوانی و ذهنی ساده. او خود میگوید: «و به خودم گفتم که این برداشت عام و مشهوری است، پس کسی هم باید پیدا شود و آفریقا را از درون نگاه کند» و چنین شد که آچیه دست به قلم برد.
آچیه در رمانهای خود، جامعه ایگبو را با تمام مساوات مداری پرخروش آن و مجادلههایی که یادآور گردهمایی شهری است تصویر میکند. در اگیدی دو فرهنگ به صورت مسالمت آمیز در کنار هم زندگی میکردن، در یک طرف، رسوم اجتماعی و سنتهای دینی آفریقا را میبینیم و در طرف دیگر قدرت استعماری برتانیا و مسحیت را. اما آچیه، به جای آنکه میان این دو شیوه زندگی گرفتار آید و از هم بپاشد، کنجکاوانه در پی شناخت هر دو شیوه بر آمد و مجذوب چشم انداز دو گانه شد که حاصل زیستن در محل تلاقی فرهنگها است
بخش دوم خلاصه داستان و نمرات
داستان درباره قبیله ایست در آفریقا با فرهنگ ها و قوانین مخصوص به خود قبیله ای کشاورز دارای اعتقادات به خدایان خود و رسم رسوم های مختلف داستان درباره مردی است به نام اکنک و که یکی از مردان سرشناس قبیله است و اتفاقات مختلفی که برای این قرد در جریان است .نویسنده در فصل های اول کلیه مراسم و رسومات و خلق و خوی قبیله را برای خواننده شرح میدهد و در خلال آن اتفاقاتی که برای شخصیت اصلی داستان می افتد را بازگو میکند اتفاقات داستان با ورود مسیحیان به این قبیله اوج میگرد مسیحیان در تلاش اند تا فرهنگی جدید را با نام تمدن ودین جدید وارد کنند و.......................
آچه به در باره این کتاب می گوید
لازم دانستم به خوانندگان خود بیاموزم که گذشته آنها با همه کمبود هایش یک شب دور از توحش نبوده است که اروپاییان از گرد راه برسند و به نیابت از سوی خداوند آنان را از این توحش برهانند
نمرات
|
ردیف |
نام |
نمره |
|
1 |
مجید |
14 |
|
2 |
علي |
17 |
|
3 |
ساغر |
15 |
|
4 |
هانیه |
19 |
|
5 |
صبرا |
18 |
|
6 |
آرشام |
16 |
|
7 |
مهدی |
16 |
|
8 |
محسن |
ن |
|
9 |
عماد |
ن |
|
میهمانان |
|
|
|
10 |
شیرین |
ن |
|
میـــانگین |
16.5 |
|
ن: در حلقه حضور داشتند ولی نمرهای به کتاب ندادند.
* : کتاب فاقد ارزش نمره است.(در میانگین نمرات لحاظ نمیشود)
دراین برهوت با فرهنگ ماندن ودر این هیاهوی بسیار برای هیچ ,چندسالی است برای سرسبزی رفتارمان, درگوشه ای "آرام کتاب میخوانیم" با ما باشید.جلسات هفتگی هر هفته یک کتاب