حلقه 387 -  خاطرات سگ عراقی اثر سعدون

نام

نمره

نقد

بابک

14

نثر کتاب روان بود.

کتاب کشش داشت.

سگ حیوان نبود کاملا عارف بود.

راوی دوست داشت از زبان سگ بیان کند اما می توانست این حرف ها از زبان انسان هم زده بشود.

محمد اسماعیل

12

نثر کتاب روان بود.

سوژه کتاب که از زبان سگ سخن گفته بود، تکراری بود.

طوری بیان کرده بود که سگ بیشتر از انسان می فهمد.

آخر کتاب حس غربت داشت و شرایط فلاک بار را بیان می کرد.

مجید

ن

بیان روایت از زبان حیوان به نظرم جالب نیست.

این کتاب دو بعد داشت: نویسنده می خواست سیاسی حرف بزند (نقد جامعه دیکتاتوری) و حالت ادبی بنویسد اما موفق نشده بود.

هوشنگ

16

کتاب روان بود و از خواندنش لذت بردم.

نثر کتاب خوب بود.

به نظرم هدف کتاب داستان عراق نبود و یک داستان عادی بود.

آرشام

ن

اسم کتاب کاملا بازاری بود، فقط با اسم کتاب می خواسته محبوبیت پیدا کند.

ساغر

ن

چون کتاب برای گروه سنی بزرگسال نوشته شده بود باید درک کند چرا از زبان سگ حالت انسان را بیان کرده است.

پدیده

11

توقع داشتم کتاب هیجان انگیز باشد اما اصلا درگیرش نشدم.

نه از دید سگ دنیا را بیان کرده بود نه از دید انسان.

آخر کتاب کسل کننده بود.

می توانست عمیق تر موضوع را بیان کند.